– پویایی شناسی شخصیت

شخصیت می‌تواند به صورت ریشه‌های عمیق و مرتبط در الگوهای فکری،احساسی و رفتاری تعریف شود.شخصیت،عمومأ برای هر شخص یکتاست.خصوصیاتی که هر شخص را از دیگران مجزا می‌سازد.افکار،احساسات و رفتارهایی که یک شخصیت را تشکیل نمی‌دهند بلکه بیشتر چیزهایی هستند که این عناصر را تاکید می‌کنند. شخصیت بر حالت‌هایی دلالت دارد که یک شخص در شرایط مختلف براساس آن رفتار خواهد کرد یا واکنش نشان خواهد داد.

نظریه پردازان بر جنبه‌های متفاوت شخصیت تاکید دارند و در ساختار،رشد و ظهور آن در رفتار با هم اختلاف نظر دارند یکی از تأثیرگذارترین نظریه در نظریه‌های روان شناختی نظریه زیگموند فروید و پیروان اوست.آنها معتقدند:

اگرچه فردی که نسبت به این تکانه‌ها و ساخت‌ها آگاهی ندارد سعی در اظهار خود می‌کند یک نظریه تأثیر گذاردیگر درباره ی شخصیت این است که شخصیت از رفتار شناسی مشتق می‌شود. این دید توسط متفکرانی چون ب. اف اسکینر روانشناس آمریکایی پیشنهاد شد.

اسکینر رفتارهای انسانی را به صورت گسترده ای محدود شده توسط نتایج آن بیان می‌کند. اگر رفتاری مورد تشویق واقع شود تکرار می‌شود و اگر مورد تنبیه واقع شود شانس تکرار آن کمتر است(آبراهام،ترجمه نعمت زاده،1385).

۲-۱۰- اختلالات شخصیت

اختلالات شخصیّت با اختلالات روانی از قبیل روان رنجوری و روان پریشی تفاوت دارند.این الگوهای اختلالی رفتارهایی هستند که برای دیگران زیان‌آور بوده یا منبع پاداش دهندۀ آنها از نظر اجتماعی مضرّ یا غیر قانونی شناخته شده است.

عمده ترین اختلالات شخصیّت عبارتند از:

شخصیّت نافعال ـ پرخاشگری با وجود ظاهری همکاری کننده و پذیرش، با طفره رفتن، سماجت و ناکارآمدی مشخص می‌شود.

شخصیّت ناکارور عدم کارآیی او است نه خصومت داشتن که مختص شخصیّت نافعال پرخاشگر است.شخصیّت هیستریابی با عدم ثبات عاطفی، خود نمایشی، خود محوری و اتکاء به دیگران مشخص می‌شود.

شخصیّت ادواری خوی که بیشتر در مردان دیده می‌شود از یکسو شبیه شخصیّت هیستریابی و از سوی دیگر شبیه به شخصیّت اسکیزوئیدی است در واقع این تیپ شخصیّتی نمایشگر شکل ملایمی‌از شیدائی ـ افسردگی است.

۲-۱۰-۱- اختلالات طبقه اول

شخصیّت اسکیزوئیدی که عملاً با خود بیگانه است، خجول بودن، حساسیت بیش از حد و مردم گریزی بعضی از دیگر از مشخصات شخص اسکیزوئید هستند.شخصیّت ضعیف علاوه بر داشتن حالت اسکیزوئیدی علائم دیگری چون زود خسته شدن، فقدان اشتیاق و علاقه و سطح انرژی پائین را دارند.

شخصیّت پارانویایی ویژگیهایی از جمله حسادت، مشکوک بودن، خشک و انعطاف ناپذیر بودن و حساس بودن بیش از حدّ را دارند.

شخصیت اسکیزوتایپال ویژگی‌های این اختلال آن است که از طریق افکار،ادراک،ارتباط،و رفتار بیگانه و دوام دار توصیف می‌شود. گرچه این حالات و بیگانگی‌ها بدان حد هستند که مورد توجه واقع شوند ولی تا آن اندازه شدید و جدی نیستند که بتوان تشخیص اسکیزوفرنی بر آن نهاد.

۲-۱۰-۲- اختلالات طبقه دوم

اختلال شخصیت مرزی ویژگی‌های آن بی ثباتی و ناپایداری در زمینه‌های مختلف شخصیت رفتار و خلق خود پنداری است.

اختلال شخصیت هیستریانیک ویژگی آن خواهان جلب توجه دیگران نسبت به خود است.

اختلال شخصیت خود شیفتگی ویژگی‌های آن احساس عجیبانه و بیگانه وار فرد نسبت به اهمیت خویشتن است.

اختلال شخصیت ضد اجتماعی ویژگی‌های آن یک نگرش درنده خویی نسبت به دیگران و بی احساسی مزمن و بی تفاوتی نسبت به حقوق آنان که به صورت دروغ و دزدی و سوء رفتار جلوه گر می‌شود.

۲-۱۰-۳- اختلالات طبقه سوم

اختلال شخصیت اجتنابی (دوری گزین)هسته ی اصلی آن دوری گزیدن از مردم،تجربه‌های جدید و حتی تجربه‌های قبلی می‌باشد.

اختلال شخصیت وابسته در گیری با مسئله پذیرفته شدن از طرف دیگران است.

اختلال شخصیت وسواسی که یک کوشش فراگیر و گسترده برای کمال طلبی در مقایسه با دیگران مشخص می‌شود.

اختلال شخصیت انفعال-پرخاشگری که مقاومتی خاص در برابر اجرای الزامات شغلی و اجتماعی ابراز می‌دارد(آزاد،1384).

۲-۱۱- اهمیت تجارب شخصی در رشد شخصیت

چرا کودکانی که در یک خانواده پرورش می‌یابند، حتی اگر تجربه‌های یکسانی هم داشته باشند، با یکدیگر متفاوت‌اند؟ نکته مهم این است که آنان تجربه‌های یکسانی نداشته، بلکه در معرض تجربه‌های اجتماعی از برخی جهات مشابه و از برخی جهات نامشابه قرار گرفته‌اند.تجربه هرکس بی‌همتاست.بدین معنا که هیچ کس دیگر بطور کامل، نظیر آن تجربه را ندارد.یادداشت دقیق تجربه‌های روزانه کودکان یک خانواده می‌تواند گوناگونی تجربه‌های آنان را به خوبی آشکار سازد.هر کودک اولاً، وراثت زیستی بی‌همتایی دارد که کسی دیگر عینا نظیر آن را ندارد، ثانیاً، از مجموعه بی‌همتای تجربه‌های زندگی برخوردار است که باز کسی دیگر، عینا از آن برخوردار نیست. یکی از جنبه‌های با اهمیت در «روانشناسی شخصیت» که در «نظریه‌های شخصیت» منعکس شده است برداشت یا تصوری است که از ماهیت «انسان و شخصیت او» ارائه شده است (یا می‌شود).این سوالها با ویژگی اصلی انسان ارتباط دارند و همه مردم(فیلسوف،شاعر،هنرمند فروشنده و …) هموارهبه این روش به سوالها پاسخ می‌دهند؛ بطوری که می‌توانیم بازتاب همه جانبه آنها را در «کتاب‌ها، تابلوهای نقاشی، و در رفتار و گفتارشان» ببینیم و روانشناسی شخصیت و نظریه‌پردازان این حوزه نیز از آن مستثنی نیستند.این موضوعات را می‌توان در جدول زیر خلاصه کرد:

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تاثیرات طلاق بر خودکنترلی کودکان
آیا انسان آگاهانه اعمال خود را جهت می‌دهد یا بوسیله نیروهای دیگری کنترل می‌شود؟
آیا انسان بیشتر تحت تأثیر وراثت است یا تحت تأثیر محیط؟
آیا شخصیت انسان وقایع و اتفاقات اوائل زندگی شکل می‌گیرد یا اینکه تحت تأثیر تجربه‌های دوران بزرگسالی قرار دارد؟
آیا شخصیت هر انسان بی‌همتاست یا اینکه شخصیت دارای الگوهای کلی خاصی است که با شخصیت بسیاری از افراد انطباق دارد؟
آیا انسان فقط برای حفظ تعادل و توازن رفتاری را انجام می‌دهد یا او بخاطر میل به رشد و تکامل رفتار را انجام می‌دهد؟
آیا انسان اساسا موجودی خوب است یابد؟

۲-۱۱-۱- A,B ویژگی‌های شخصیتی و تمایز تیپ

تیپ A و تیپ B ،نوعی تقسیم بندی است که اولین بار توسط روزنمن و جنکین صورت گرفته است و امروزه به عنوان تقسیم بندی فریدمن و روزنمن نامیده می‌شود. افرادی که دارای تیپA هستند در مقایسه با افراد تیپ ب در مواقعی که در وظایفشان با موفقیت روبه رو نشوند دائمأ خود را مورد توبیخ قرار می‌دهند و نیز هنگامی‌که انسان‌ها مورد فشار قرار می‌گیرند آنهایی که دارای تیپ A هستند خصومت بیشتری را نشان می‌دهند تا آنهایی که دارای ویژگی‌های تیپ Bهستند

بنابرین تصویر کلاسیک تیپ A معرف شخصی است که دائمأ در حال تکاپو می‌باشد و ساعت‌های فراوانی را پشت میز به چندین کار مشغول می‌باشد و دائمأ با انگشتانش به روی میز می‌کوبد و با دو تلفن صحبت می‌کند.

تغییر رفتار تیپ A این است که آنها نیاز شدیدی دارند که نسبت به محیط کنترل داشته باشند و این انگیزه ای برای رفتارشان است. استرو و ورنر در سال 1985،160مرد را به عنوان تیپ A و تیپ B تقسیم‌بندی کردند. از آزمودنی‌هایی که در این آزمایش شرکت کردند سوالاتی به عمل می‌آمد که به واکنش‌های شان نسبت به زمان در مسئولیت‌هایی که بر عهده شان بود تأکید می‌شد. سپس پسخوراندی نسبت به عملکرد آنها و همکاران شان ارائه می‌شد. در نهایت مشخص شد افرادی که تیپ A دارند در مقایسه با گروه دیگر وقت شناسی بالایی را در وظایف مربوط به کارشان نشان می‌دادند. و همواره به پسخوراندهای ناشی از عملکرد توجه بیشتری نشان می‌دادند. در سال‌های اخیر برخی از پژوهشگران توجه شان را به تمایز اساسی بین تیپ A و بB معطوف کرده اند. فریدمن و‌هال و‌هاریس (1985)مطرح می‌کنند که تیپ شناسی Aو B ممکن است چهار تیپ متمایز داشته باشد تا دو تیپ. آنها ذکر می‌کنند که تیپ A را می‌توان به دو گروه و نیز تیپ ب را به دو گروه تقسیم کرد. به طور مثال شخصی که بسیار شدید وقت‌شناس است به آن تیپ A بالا می‌گویند و اگر شخص وقت شناس باشد به آن تیپ آ پایین می‌گویند.همچنین اگر شخص وقت شناس نباشد تیپ B بالا و اگر اصلأ به وقت توجه نکند تیپ B پایین گویند.

مهمترین وجه تمایز تیپ A از تیپ ب این است که افراد دارای تیپ A میزان فشار روانی بالاتری را تجربه می‌کنند و همواره در معرض خطرات جسمانی بیشتری قرار دارنداین بیماری‌های جسمانی اکثرأ به بیماری‌های قلبی مربوط می‌شود.زیرا مفروضه طبقه بندی تیپ آ و ب براساس ارتباط آنها با بیماری‌های قلبی-عروقی بوده است (روح‌اله‌زاده،1386). آآتبیهتبیابزتآآآآباذینتبانیتا

 

۲-۱۲- رابطه فرهنگ و شخصیت

بعضی از تجربه‌های فرهنگی بین همه افراد انسانی مشترک است.از تجربه‌های اجتماعی مشترک بین اعضای یک جامعهمعین، یک صورت بندی ویژه شخصیتی پدید می‌آید که شاخص و معرف شخصیت بیشتر اعضای آن جامعه است و اصطلاحا شخصیت نمایییا شخصیت اساسییا رفتار اجتماعیخوی اجتماعیخوانده می‌شود.این مفاهیم به ویژگی‌های فرهنگی در آنها سهیم‌اند، اشاره می‌کنند(سیدمحمدی،1389)

Abraham

– Neuroticism

Steroidsand Werner

Hall andHarris

– Modal Personality

– Basic Personality

– Social Character