مدل ساختاری تعارضات و رضایتمندی زناشویی با واسطه گری رابطه جنسی

 

آمارها نشان داده اند حدود  تا  از ازدواجها در سطح جهان منجر به طلاق می شود(مارتین و بامپاس،1989؛ مرکز بین المللی آمار سلامت، 1995 به نقل از سامانتا لیتزینگر و کریستینا کوپ جوردون ،2005 ) با چنین نرخ بالایی از طلاق، تعجب آور نیست که بسیاری از محققان شدیداً به دنبال پاسخ دادن به سوالاتی از این دست باشند که واقعاً چه چیزی موجب دوام و رضایت از ازدواج می شود؟ محققان نشان داده اند که از عوامل مهم ایجاد کننده بسیاری از کژکاری ها و بیماریهای روانی، می توان به ازدواج هایی که تحت استرس و تعارضات مخرب زناشویی می باشندف اشاره کرد و این درحالی است که موفقیت زناشویی خود به سلامتی بیشتر و طول عمر بیشتر پیوند خورده است(لیلارد و پنیز،1996؛ موری ،2000 به نقل از سامانتا لیتزینگر و کریستینا کوپ جوردون،2005 ) لذا برای محققان تعیین عوامل اصلی مرتبط با اضمحلال زناشویی و یا موفقیت زناشویی از اهمیت زیادی برخوردار است (از سامانتا لیتزینگر و کریستینا کوپ جوردون،2005 ) در حال حاضر یکی از شاخص های بسیار مهم زندگی زناشویی، رضایتمندی زناشویی است. تعاریف متعددی از رضایتمندی زناشویی ارائه شده است که به جنبه های مختلف اشاره کرده است(وینچ،1974 به نقل از اولیاء،1388 ) رضایت زناشویی عبارت است از هماهنگی و تطبیق وضعیت مورد انتظار فرد با وضعیتی که فرد هم اکنون در زندگی زناشویی تجربه می کند. در تعریف دیگری به چندین جنبه از رضایت زناشویی اشاره می شود که می توان به مواردی مثل احساسات مثبت، رضایت جنسی، دوست داشتن، خانه داری، توافق در امور اقتصادی و تربیت فرزندان اشاره دارد. الیس،1992 به نقل از سلیمی و همکاران 1387 ) رضایت زناشویی را نشأت گرفته از احساساتی می داند که با خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن یا شوهر در ارتباط باشد همچنین از نظر فردی تفکر نقش مهمی در رضایت زناشویی دارد و بی توجهی طرفین به علایق و تفکرات یکدیگر موجب کاهش رضایت زناشویی و ایجاد دلسردی می شود (الیس،1992 به نقل از سلیمی و همکاران 1387 ).

نیاز جنسی یکی از نیازهای اولیه و ذاتی انسانها به شمار می رود و در طبقه نیازهای فیزیولوژیک و حیاتی رده بندی می شود(مزلو 1976، به نقل از بخشایش و همکاران 1388 ) مطابق نتایج پژوهش ها در سال اول ازدواج بین رضایت جنسی همسران وسلامت زناشویی زوجها رابطه معنا داری وجود دارد و اهمیت رضایت جنسی برای هر دو نفر به یک اندازه است(هندرسون و روف به نقل از اولیاء 1388 ) زمانی که رابطه جنسی کامل و همراه با رضایت باشد ازدواج به یک رابطه مهم و قابل اعتماد تبدیل می شود. رابطه جنسی سالم،صمیمیتی بی عیب و بی نقص و لذتی بی ادعا و عاشقانه(شهوانی) است. با توجه به اینکه رابطه جنسی یکی از صمیمانه ترین و خصوصی ترین ارتباطات بین زوجها است لذا مشکلات و کاستی های این رابطه در سایر ابعاد زندگی نیز گسترش می یابد. عکس این قضیه نیز صادق است و انتقادها و تعارضاتی که در سایر زمینه های زندگی وجود دارد به رابطه جنسی خلل وارد می کند و روابط همسران را تخریب و رضایتمندی زناشویی آنان را کاهش میدهد(بخشی پور، 1386 )  وجود مشکل در رابطه جنسی،خود می تواند گویای مشکلات دیگر و وجود تعارض دررابطه زناشویی باشد که آنها را شناسایی کرد(بخشایش،1388  ) از نظر مفهوم کلی تعارض زناشویی به هر نوع عمل و عکس العمل نامطلوب زوجین که برگرفته از عدم تفاهم آنان در زمینه های رفتاری- عاطفی و ادراکی است تعریف می شود همچنین براساس نظریه تحول خانواده، تعارض در هنگام تجربه استرس توسط زوجین در مراحل مختلف تحول زندگی زناشویی غیرقابل پیش بینی  رشد رخ می دهد که بخصوص شدت تعارض در مراحل انتقالی زندگی بیشتر است( اولیا،1388 ) .

با مشخص شدن نقش واسطه گری رابطه جنسی برای تعارضات و رضایتمندی زندگی زناشویی در این پژوهش، می توان گفت که تعارض به دو شکل مستقیم و غیرمستقیم بر رضایت زناشویی تاثیر می گذارد. در رابطه مستقیم، اثر تعارض مستقیماًبر رضایت زناشویی لحاظ می شود که با افزایش و کاهش تعارضات به ترتیب رضایت زناشویی نیز کاهش و افزایش می یابد (سامانتا لیتزینگر و کریستینا کوپ 2005، یداله واقعی و همکاران،1388 ). در اثر غیر مستقیم ، به دو نوع رابطه اشاره می شود. اول تاثیر تعارض بر کیفیت رابطه جنسی که با افزایش و کاهش تعارضات زناشویی، به ترتیب کیفیت رابطه جنسی کاهش و افزایش می یابد(سامانتالیتزینگر و کریستینا کوپ،2005؛ باغبان و مرادی،1382 )و با کاهش یا افزایش کیفیت رابطه جنسی رضایت از زندگی زناشویی نیز کاهش ویا افزایش می یابد .با توجه به این که متغیر کیفیت اخلاقی در رابطه جنسی در این پژوهشبه عنوان واسطه عمل می کند لذا هم اثر گیرنده است وهم اثر دهنده و این متغیر تاثیر خود را از تعارض می گیرد و بر رضایت زناشویی اثر می گذارد.

پژوهش حاضر،دارای محدویت های متعددی بود که به چند مورد آن به اختصار اشاره می شو

مدل ساختاری تعارضات و رضایتمندی زناشویی با واسطه گری رابطه جنسی

 

آمارها نشان داده اند حدود  تا  از ازدواجها در سطح جهان منجر به طلاق می شود(مارتین و بامپاس،1989؛ مرکز بین المللی آمار سلامت، 1995 به نقل از سامانتا لیتزینگر و کریستینا کوپ جوردون ،2005 ) با چنین نرخ بالایی از طلاق، تعجب آور نیست که بسیاری از محققان شدیداً به دنبال پاسخ دادن به سوالاتی از این دست باشند که واقعاً چه چیزی موجب دوام و رضایت از ازدواج می شود؟ محققان نشان داده اند که از عوامل مهم ایجاد کننده بسیاری از کژکاری ها و بیماریهای روانی، می توان به ازدواج هایی که تحت استرس و تعارضات مخرب زناشویی می باشندف اشاره کرد و این درحالی است که موفقیت زناشویی خود به سلامتی بیشتر و طول عمر بیشتر پیوند خورده است(لیلارد و پنیز،1996؛ موری ،2000 به نقل از سامانتا لیتزینگر و کریستینا کوپ جوردون،2005 ) لذا برای محققان تعیین عوامل اصلی مرتبط با اضمحلال زناشویی و یا موفقیت زناشویی از اهمیت زیادی برخوردار است (از سامانتا لیتزینگر و کریستینا کوپ جوردون،2005 ) در حال حاضر یکی از شاخص های بسیار مهم زندگی زناشویی، رضایتمندی زناشویی است. تعاریف متعددی از رضایتمندی زناشویی ارائه شده است که به جنبه های مختلف اشاره کرده است(وینچ،1974 به نقل از اولیاء،1388 ) رضایت زناشویی عبارت است از هماهنگی و تطبیق وضعیت مورد انتظار فرد با وضعیتی که فرد هم اکنون در زندگی زناشویی تجربه می کند. در تعریف دیگری به چندین جنبه از رضایت زناشویی اشاره می شود که می توان به مواردی مثل احساسات مثبت، رضایت جنسی، دوست داشتن، خانه داری، توافق در امور اقتصادی و تربیت فرزندان اشاره دارد. الیس،1992 به نقل از سلیمی و همکاران 1387 ) رضایت زناشویی را نشأت گرفته از احساساتی می داند که با خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن یا شوهر در ارتباط باشد همچنین از نظر فردی تفکر نقش مهمی در رضایت زناشویی دارد و بی توجهی طرفین به علایق و تفکرات یکدیگر موجب کاهش رضایت زناشویی و ایجاد دلسردی می شود (الیس،1992 به نقل از سلیمی و همکاران 1387 ).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   زمینه های اصلی رضایت زناشویی

نیاز جنسی یکی از نیازهای اولیه و ذاتی انسانها به شمار می رود و در طبقه نیازهای فیزیولوژیک و حیاتی رده بندی می شود(مزلو 1976، به نقل از بخشایش و همکاران 1388 ) مطابق نتایج پژوهش ها در سال اول ازدواج بین رضایت جنسی همسران وسلامت زناشویی زوجها رابطه معنا داری وجود دارد و اهمیت رضایت جنسی برای هر دو نفر به یک اندازه است(هندرسون و روف به نقل از اولیاء 1388 ) زمانی که رابطه جنسی کامل و همراه با رضایت باشد ازدواج به یک رابطه مهم و قابل اعتماد تبدیل می شود. رابطه جنسی سالم،صمیمیتی بی عیب و بی نقص و لذتی بی ادعا و عاشقانه(شهوانی) است. با توجه به اینکه رابطه جنسی یکی از صمیمانه ترین و خصوصی ترین ارتباطات بین زوجها است لذا مشکلات و کاستی های این رابطه در سایر ابعاد زندگی نیز گسترش می یابد. عکس این قضیه نیز صادق است و انتقادها و تعارضاتی که در سایر زمینه های زندگی وجود دارد به رابطه جنسی خلل وارد می کند و روابط همسران را تخریب و رضایتمندی زناشویی آنان را کاهش میدهد(بخشی پور، 1386 )  وجود مشکل در رابطه جنسی،خود می تواند گویای مشکلات دیگر و وجود تعارض دررابطه زناشویی باشد که آنها را شناسایی کرد(بخشایش،1388  ) از نظر مفهوم کلی تعارض زناشویی به هر نوع عمل و عکس العمل نامطلوب زوجین که برگرفته از عدم تفاهم آنان در زمینه های رفتاری- عاطفی و ادراکی است تعریف می شود همچنین براساس نظریه تحول خانواده، تعارض در هنگام تجربه استرس توسط زوجین در مراحل مختلف تحول زندگی زناشویی غیرقابل پیش بینی  رشد رخ می دهد که بخصوص شدت تعارض در مراحل انتقالی زندگی بیشتر است( اولیا،1388 ) .

با مشخص شدن نقش واسطه گری رابطه جنسی برای تعارضات و رضایتمندی زندگی زناشویی در این پژوهش، می توان گفت که تعارض به دو شکل مستقیم و غیرمستقیم بر رضایت زناشویی تاثیر می گذارد. در رابطه مستقیم، اثر تعارض مستقیماًبر رضایت زناشویی لحاظ می شود که با افزایش و کاهش تعارضات به ترتیب رضایت زناشویی نیز کاهش و افزایش می یابد (سامانتا لیتزینگر و کریستینا کوپ 2005، یداله واقعی و همکاران،1388 ). در اثر غیر مستقیم ، به دو نوع رابطه اشاره می شود. اول تاثیر تعارض بر کیفیت رابطه جنسی که با افزایش و کاهش تعارضات زناشویی، به ترتیب کیفیت رابطه جنسی کاهش و افزایش می یابد(سامانتالیتزینگر و کریستینا کوپ،2005؛ باغبان و مرادی،1382 )و با کاهش یا افزایش کیفیت رابطه جنسی رضایت از زندگی زناشویی نیز کاهش ویا افزایش می یابد .با توجه به این که متغیر کیفیت اخلاقی در رابطه جنسی در این پژوهشبه عنوان واسطه عمل می کند لذا هم اثر گیرنده است وهم اثر دهنده و این متغیر تاثیر خود را از تعارض می گیرد و بر رضایت زناشویی اثر می گذارد.

پژوهش حاضر،دارای محدویت های متعددی بود که به چند مورد آن به اختصار اشاره می شود.با توجه به این که نمونه پژوهشی ما از یک جامعه محدود(به خصوص از نظر سطح تحصیلات)انتخاب شده بودند،تعمیم نتیجه پژوهش به سایر موارد ،جایز نمی باشد.به نظر می رسددر بین افراد کم سوادتر و عامی تر  جامعه نقش رضایت جنسی و تاثیر گذاری آن بر رضایت زناشویی پررنگ تر باشد. همچنین کم بودن تعداد کل نمونه و علی الخصوص کم بودن تعداد نمونه های مرد مقایسه با نمونه های زن ،محدودیتی بود که تا حدی می تواند نتیجه را تحت تاثیر قرار داده باشد.

با توجه به این که طبق برخی تحقیقات(سانگ به نقل از سید اسماعیل موسوی،1384  )معیار رضایت جنسی در مردان ،فاکتور مهم تری در رضایت زناشوهی محسوب می شود که البته این موضوع خود می تواند مبنای یک پژوهش جدید باشد.همچنین دزر این پژوهش مجالی برای بررسی سایر فاکتورهای که در کنار تعارض و رابطی جنسی بر رضایت زناشویی اثر می گذارند نبود،نتیجه تا،لذا ممکن است نتیجه تا حدی از عوامل دیگر نیز ناشی شده باشد. (باستانی 1389 )

د.با توجه به این که نمونه پژوهشی ما از یک جامعه محدود(به خصوص از نظر سطح تحصیلات)انتخاب شده بودند،تعمیم نتیجه پژوهش به سایر موارد ،جایز نمی باشد.به نظر می رسددر بین افراد کم سوادتر و عامی تر  جامعه نقش رضایت جنسی و تاثیر گذاری آن بر رضایت زناشویی پررنگ تر باشد. همچنین کم بودن تعداد کل نمونه و علی الخصوص کم بودن تعداد نمونه های مرد مقایسه با نمونه های زن ،محدودیتی بود که تا حدی می تواند نتیجه را تحت تاثیر قرار داده باشد.

با توجه به این که طبق برخی تحقیقات(سانگ به نقل از سید اسماعیل موسوی،1384  )معیار رضایت جنسی در مردان ،فاکتور مهم تری در رضایت زناشوهی محسوب می شود که البته این موضوع خود می تواند مبنای یک پژوهش جدید باشد.همچنین دزر این پژوهش مجالی برای بررسی سایر فاکتورهای که در کنار تعارض و رابطی جنسی بر رضایت زناشویی اثر می گذارند نبود،نتیجه تا،لذا ممکن است نتیجه تا حدی از عوامل دیگر نیز ناشی شده باشد. (باستانی 1389 )