قصه گویی

قصه و قصه گویی به قدمت تاریخ بشر ریشه دارد. افراد هنگام بیان داستان رابطه های معنادار را کشف می کنند و نسبت به وضعیت خود بینش عمیق تری به دست می آورند (دوایودی 1997 به نقل از تبریزی  1376 ).اندیشمندان  قصه گویی را شیوه ای طبیعی برای ساختن جهان می دانند . در این دیدگاه ارائه درسهای اخلاقی در چارچوب قصه برای سازمان دادن به یادگیری ها در زندگی مطرح شده است . به این ترتیب که اگر قصه ها در برگیرنده ی اعمال و پیامدهای آن باشند موجب رشد اخلاقی می شوند. ( تریزنبرگ  مک گراث 2001 به نقل از سیدی 1379 ). از این نظر اهمیت قصه در رشد اخلاقی  توسط بسیاری از صاحب نظران مورد بحث قرار گرفته است . در کتاب های مقدس انجیل و قرآن نیز یکی از رویکردهای مهم برای آموزش و شیوه های درست زندگی و کشف حقایق  استفاده از استعاره ها  حکایت ها و قصه های اقوام و مردمان مختلف است (کرافورد  براون  و کرافورد 2004 به نقل از شیبانی  یوسفی لویه  و دلاوری 1385 ) . به همین دلیل همواره یکی از عمده ترین و رایج ترین راههای انتقال تجربه و سرگرمی  قصه گویی و گوش سپردن به قصه ها بوده است  ( گرین 1999 ترجمه آدینه پور 1378 ).

در میان فیلسوفان  باستان  افلاطون نخستین اندیشمندی بود که بر اهمیت قصه  برای کودکان و نوجوانان در کتاب خود تاکید کرده است ( رحماندوست  1381 به نقل از پریرخ  و امجدی 1386 ). متخصصان آموزش و پرورش دو هدف متمایز برای قصه گویی کودکان مطرح کرده اند  هدف نخست : کارکرد اطلاعاتی  قصه گویی در ارائه بخشی از دانش درباره ی جهان و فرهنگ است و هدف دوم : کارکرد انتقادی  در آموزش و یاد دادن  است که شیوه های تفکر و عمل را به افراد می آموزد ( تامپسون و  رودلوف 1987 ترجمه طهوریان 1384 ).

قصه گویی پیشینه ای پیوسته به تاریخ پیدایش انسان دارد . علاقه به قصه و شنیدن خاطره ها و ماجراها را آفریننده دانا در نهاد انسان نهاده است. به همین دلیل هماره یکی از عمده ترین و رایج ترین راه های انتقال تجربه و سرگرمی قصه گویی و گوش سپردن به قصه ها بوده است . هنر قصه گویی درطول زمان تغییر شکل یافته و موازی با گسترش رسانه های گروهی از یک سو و دست آوردهای روانشناسی یادگیری از سوی دیگر جامه های نو پوشیده تا همچنان بماند و توان رقابت خود را از دست ندهد . با اینکه در بعضی از جوامع پیشرفته امروز قصه گویی به عنوان یک هنر پرطرفدار یک شیوه آموزشی توانمند و یک سرگرمی پر جاذبه مطرح است در کشور ما توجه چندانی به قصه گویی نمی شود خانواده و بزرگترها  فرصت طلایی و مهربانی آفرین قصه گویی را به جعبه های جادویی سپرده اند تا گرفتار خویش باشند . آموزش و پرورش ما نیز در گریز از سنت ها و پرهیز از بهره گیری از نو آوری از آنچه در گذشته به عنوان قصه گویی داشته ایم  بریده و به دست آوردی که دنیای امروز قصه گویی دارد نرسیده است.(زایپس 1987 ترجمه ی پرنیانی 1380).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   نشانه های اختلالات اضطرابی

2-1-1-تعریف قصه گویی

قصه معادل واژه لاتین  Tale در تاریخ ادبیات جهان  ، تعاریف وتعابیر مختلفی داشته است.

قصه در تاریخ ادبی بیشتر ملت ها به معنا و مفهوم حکایت سرگذشت خبر و بیان حوادث شگفت انگیز گذشته در زمان حال است. بن مایه و زیر بنای بیشتر قصه ها ترویج اصول انسانی و ارزش های اجتماعی قومی سنتی اقلیمی فرهنگی قصه گو ( راوی ) است. از این رو ارزش هایی مانند برادری – عدالت خواهی – برابری – شجاعت  عشق و مدد از نیروهای امدادی غیبی و گهگاه خدایی در قصه ها حضور آشکاری دارند . (حکیمی و کاموس 1382 ).

قصه یا داستان به نوشته ای گفته می شود که فکر نویسنده ی آن در قالب حکایتی به خواننده عرضه می شود خواه داستان جنبه ی تخیلی و غیر واقعی داشته باشد و خواه واقعیات زندگی با جامعه ی تخیل قرین شده باشد (حجازی 1384 ). از کتاب های داستانی و قصه ها می توان برای مخاطب قرار دادن حوزه ی وسیعی از مسائل مانند رفتارهای حمایت کننده  ترس از تنهایی  رازها و ارتباط ها و مانند آنها استفاده کرد . به عنوان نمونه شاید کتابی بتواند به کودک قدرت نه گفتن  را بیاموزد (حجازی 1384 ). همچنین قصه ابزار مناسبی برای کمک به رشد کودک است که در صورت اشتباه ضربه های جبران ناپذیری به رشد کودک وارد خواهد شد . کودکان با شنیدن قصه های  نامناسب  جوانانی بی اراده  و ترسو  و ضعیف النفس خواهند شد . در مقابل  قصه های مناسب می تواند  افرادی مسئول  شجاع و با اراده  پرورش دهند . زمانی که کودک قصه ای را می خواند  خود را به جای قهرمان آن تصور می کند  بنابراین  یکی از ویژگی های قصه باید این باشد که قهرمان قصه خواه انسان  خواه پری  یا حیوان به تنهایی از شایستگی های  لازم برای عبور از موانع زندگی برخوردار باشد  ( دهقان و پریرخ 1384 ).

حوادث قصه بایستی با یکدیگر مرتبط باشد و در مخاطب صورت های ذهنی قوی ایجاد کنند . زبان قصه بایستی ساده باشد تا کودک قادر به فهم و تقلید از آن گردد . از آنجا که کودکان بیشتر به محسوسات  توجه دارند تمام قصه ها می بایست در مورد مسائل و امور محسوس باشند  نه امور معقول و معنوی که از تصور آنها به دور است . قصه ها باید قادر باشند خاطره ها  و افکار  و اطلاعات و تجربه های مفید را به کودکان الهام کنند و تجربه های تازه ای در اختیار آنها قرار دهند و سر انجام اینکه قصه ها باید رنگ عاطفی داشته باشد و هیجان های متعددی را در شنونده برانگیزاند (بولتون و اسمیت 1994).

– Dwived K,N

– Tviezn Berg,H,L

– Mc Grath,G,H

– Craowford

– Brown

– Green

– Thompson

– Zipes

– Boulton&Smith