خانواده چیست؟

در فرهنگهای مختلف نظرات درباره اینکه خانواده چیست و ساختار آن چگونه باید باشد متفاوت بوده است و همواره در تغییر، در آمریکا خانواده ها از زمان ورود اولین سکنه به سواحل دنیای جدید پیوسته در حال تغییر و تحول بوده است. از نظر بعضیها خانواده خویشاوندان تنی را در بر می گیرد. در حالیکه برخی دیگر بر این باورند که خانواده شامل افرادی است که با یکدیگر ارتباط عاطفی و روانی دارند و بعضی دیگر معتقدند که خانواده مجموعه افرادی است که در یک منزل یا یک محله زندگی می کنند. در حقیقت خانواده فاقد تعریف مشخصی است و از نظر گروه های فرهنگی مختلف تعاریف متعددی دارد ، حصول  به یک اتفاق نظر درباره ساختار متشکله یک خانواده، دشوار است.

بعضی ها خانواده را به صورت گروهی متشکل از دو یا چند نفر که از طریق ازدواج و یا فرزند خاندگی با یکدیگر مرتبط شده اند و در یک منزل با هم زندگی می کنند ، در نظر می گیرند . برخی دیگر خانواده را شامل افرادی که هرگز ازدواج نکرده اند یا ازدواج کرده و صاحب فرزندی نشده اند و یا آنهایی که ازدواجشان به طلاق یا فوت انجامیده و بالاخره طیفی از خانواده را که اصطلاحاً غیر سنتی خوانده می شود در برمی گیرد(ساروخانی، 1375).

خانواده های آزاد گذار

خانواده های آزاد گذار که در آن ، نه بر انطباق عقلانی . این بدان معنی است که در ارتباط کودک – والدینی کمی از هر دو نوع وجود داشت و در عوض کودک بیشتر تحت تاثیر دوستان و گروهای هم سن و سال بیرون از خانه قرار داشت .

 

خانواده حمایتگر

خانواده های حمایتگر در آن تنها بر ارتباطات انطباق اجتماعی تاکید می شد همراه با کمی رانشگری که از جانب والدین کودک اعمال می شد تا کودک نگرش متفکرانه و وسیعی را نسبت به جهان در خود پرورش دهد .

 

خانواده های چندگرایانه

خانواده های چندگرایانه که در آن تنها بر انطباق عقلانی تاکید میشود یعنی کودک تشویق میشد که پویشگرانه رفتار کند و با هنجارها و ارزشهای موجود درگیر شود هرچند در اینجا هم بر حفظ تعادل خانوادگی تاکید می شد .

خانواده از نظر روان شناسی

هر چند رویکرد روانشانسی به تجزیه و تحلیل رفتار آدمی می پردازد و سعی دارد ضمن تشخیص رفتارهای نابهنجار و علل بروز آنها را شناسایی کند در عین حال خانواده را نیز از زوایای گوناگون مورد مطالعه قرار می دهد. چون که خانواده به عنوان یک نظام دایماً در حال تغییر و دگرگونی است داده هایی را از خارج می گیرد و چیزهایی را به بیرون می دهد. خانواده از منظر روانشناختی، برای حفظ تعادل خود، همیشه در دو جنبه ” دورنی سازی” و ” بیرونی سازی” فعال است یعنی در عین سازگاری با تحولات اجتماعی همه اعضای خود را از نظر جسمی و روحی به رشد مطلوب می رساند. رویکرد خانواده درمانی از گرایشهای نسبتاً جدید در دانش روانشناسی است که به بررسی مسایل خانواده می پردازد یکی از نظریه های رایج در خانواده درمانی نظریه سیستمی است. این نظریه خانواده را موجودی می داند متشکل از اجزای به هم پیوسته که اولاً اعضای آن تابعی هستند از رفتار سایر اعضای خانواده و ثانیاً خانواده مانند هر نظام دیگری متمایل به تعادل است. اگر عضوی از خانواده دچار نابهنجاری شود باید در ارتباط با سایر اعضای آن درمان گردد.

خانواده از منظر علوم تربیتی

کارشناسان امور تربیتی خانواده را یک نهاد  تربیتی می دانند. فضای گرم خانواده مناسبترین جای پرورش استعداد ها و تواناییهای نسل جدید است محیطی سرشار از مهر و محبت، عواطف و احساسات پاک، کودک از همان روزهای نخست زندگی در آغوش پرمهر پدر و مادر قرار گرفته درس ایثار، محبت و مروت و وفاداری فرا می گیرد. روحیه تعادل   و همکاری در فضای خانواده شکل می گیرد. به نظر کارپردازان امور تربیتی، خانواده به عنوان یک مرکز تعلیم و تربیت غیر رسمی، آداب زندگی را  به فرزندان یاد می دهند. هر قدر پیوند خانه و مدرسه محکم تر باشد بازدهی تعلیم و تربیت بیتشر خواهد بود( شرفی، 1381).

 

 

الگوهای تعاملی خانواده

1) الگوی سلطه گر

یک الگوی سنتی و قدیمی که در ایران وجود داشته و هنوز آثار خودش را دارد الگوی سلطه گر است.همین الگو که گاهی تحت عنوان الگوی پدر سالار معروف است.البته پدر سالار به تنهایی نداریم بلکه مادر سالار هم داریم. این الگو، الگوی سنتی جامعه ماست یعنی از قدیم الایام این الگو بوده و معمولا مردها وقتی خانواده تشکیل می دادند در پس ذهنشان این که می باید خانواده را به گونه ای اداره کنند که حرف ، فقط حرف اینها باشد.

2) الگوی مقابله ای

    الگوی مقابله ای هم اگر شکست بخورد به یک الگوی دیگر تبدیل می شود.امروزه الگوی مقابله ای به خصوص در بین خانواده های تحصیل کرده و خانواده هایی که آبرو و جایگاه اجتماعی برای خودشان دارند و نمی خواهند کسی سروصدای آنها را بشنود ودر عین حال  نمی خواهند از هم جدا بشوند،به یک الگوی دیگر به نام الگوی کناره گیر تبدیل می شوند.

4) الگوی پذیرا و پویا

اگر ارتباطات بین زن و شوهر هم ارتباط عاطفی و عقلی باشد ؛ یعنی هم همدیگر را دوست داشته باشند و هم ارتباط عقلی خوبی داشته باشند ؛ یعنی بتوانند با هم بگویند، بشنوند ودیدگاه های همدیگر را در نظر بگیرند، الگوی پذیرا و پویا شکل می گیرد.در این الگو شخصیت هریک از اعضای خانواده حتی شخصیت یک بچه دو ساله و کوچکتر هم به رسمیت شناخته می شود.

5) الگوی وابسته

در خانواده وابسته رابطه عقلی ضعیف است ولی رابطه عاطفی قوی است.افراد آن قدر همدیگر را دوست دارند که خیلی از چیزهای غیر معقول را هم تحمل می کنند و به آن عمل می کنند. در خانوده وابسته پیوندها بیشتر روی دوست داشتن ها می چرخد نه ارتباط عقلانی.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   محیط‌های حامی خودمختاری

 

 

 نظریه ساختاری کنش نگر

نظریه کنش نگر خانواده، قدیمی ترین نظریه در مطالعه خانواده به شمار می آید مطابق این نظریه خانواده قسمتی از یک رگانیزم می باشد ایده های اولیه این نظریه توسط فلاسفه ای همانند کانت دورکیم مطرح شده است. مطابق نظریه  این فلاسفه خانواده، همانند بدن انسان می باشد. خانواده نیز متشکل از اعضای که هر یک دارای نقش مشخص می باشد. دورکیم به عنوان یکی از بنیان گذاران نظریه کنشگر براین نکته تأکید داشت که سیستم های اجتماعی تمایل به یکپارچگی با یکدیگر دارند و این یکپارچگی منجر به حیات تمام سیستم های مرتبط باهم می گردد(حسینی، 1388).

انواع الگوهای ارتباطی خانواده

از ترکیب دو بعد اساسی جهت گیری گفت و شنود و همنوایی چهار نوع خانواده که هر کدام الگوی ارتباطی خاصی دارند حاصل می شود.

    مفهوم جهت گیری گفت و شنود

اولین بعد اساسی ارتباطات خانواده وضعیت گفت و شنود و مکالمه است. منظور از گفت و  شنود این است که خانواده ها تا چه حد شرایطی را بوجود می آورند که در آن تمام اعضای خانواده تشویق به شرکت آزادانه و راحت در تعامل و بحث در زمینه طیف گسترده ایی از موضوعات می شوند. اعضای خانواده هایی که دارای گفت و شنود زیاد هستند آزادانه، بطور مکرر و خود انگیخته با یکدیگر تعامل دارند و تعاملات آنها مدت زمان زیادی را صرف خود می کند، برعکس در خانواده های با گفت و شنود کم اعضای خانواده تعامل کمتری با هم دارند، اعضای خانواده کمتر افکار، احساسات و فعالیتهای خصوصی و محرمانه خود را با یکدیگر در میان می گذارند.

مفهوم جهت گیری همنوایی

همنوایی به این معناست که ارتباطات خانواده تا چه حد شرایط همسان بودن نگرشها، ارزشها و عقاید را مورد تأکید قرار می دهد. خانواده های با همنوایی زیاد در تعاملات خود بر همسانی عقاید و نگرشها تأکید دارند. تعاملات آنها بر همنوایی ، اجتناب از تعارض و وابستگی متقابل خانواده به هم تکیه دارد. ارتباطات بین دو نسل در این خانواده ها منعکس کننده حرف شنوی از والدین و دیگر بزرگسالان است . همنوایی بالا به ساختار خانواده های سنتی اعضای خانواده برای روابط درون خانواده اهمیت بیشتری قایل اند. خانواده های با همنوایی بالا معتقدند برنامه های شخصی باید طوری با برنامه های اعضای خانواده هماهنگ شوند که زمان در کنار هم بودن افراد خانواده را به حداکثر برساند ( حسینی، 1388).

شکل 2-1 چگونگی تعامل بعد جهت گیری گفت و شنود و همنوایی و الگو های ارتباطی ناشی از آن را نشان می دهد.

خانواده های توافق کننده : خانواده هایی که هم گفت و شنود و هم همنوایی زیادی دارند . از یک طرف ارتباطات در این خانواده های تحت فشار علاقه داشتن به برخورداری از ارتباطات باز و کشف عقاید تازه و از طرف دیگر حفظ سلسله مراتب در خانواده ها قرار دارد( فیتزپاتریک ، 2004؛ کوئرنر وفیتزپاتریک ، 2002).

خانواده کثرت گرا

به خانواده با گفت  و شنود زیاد و همنوایی کم کثرت گرا گفته می شود دراین خانواده ها همه در گفت و گوها شرکت می کنند و والدین نیازی به کنترل فرزندان احساس نمی کنند، فرزندان یاد می گیرند خود مختار باشند ( فیتزپاتریک ، 2004؛ کوئرنر و فیتزپاتریک، 2002).

خانواده های محافظت کننده

خانواده هایی با گفت و شنود کم  و همنوایی بالا محافظت کننده نامیده می شود. ارتباط در این خانواده ها بر اطاعت از مرجعیت و صاحب اختیاری والدین و اهمیت ندادن به تفکر و ارتباطات باز است. والدین اعتقاد دارند باید برای خانواده تصمیم بگیرند (فیتزپاتریک، 2004؛ کوئرنر و فیتزپارتیک، 2002).

خانواده های بی قید وشرط

به خانواده های باگفت و شنود کم و همنوایی کم، بی قید و شرط گفته می شود میزان تعاملات در این خانواده ها کم است. والدین معتقدند که تمام اعضای خانواده باید قادر به تصمیم گیری باشند و علاقه ایی به تصمیمات فرزندان خود نشان نمی دهند، فرزندان یاد می گیرند که ارزش کمی در گفت و گوی خانواده وجود دارد و خود باید تصمیم بگیرند ( فیتز پاتریک، 2004؛ کوئرنر و فیتز پاتریک ، 2002 ؛  نقل از حیدری نژاد، 1392).

  جهت گیری گفت و شنود زیاد کم
همنوایی زیاد توافق کننده محافظت کننده
  کم کثرت گرا بی قید وشرط

شکل 2-1 : الگوهای ارتباطی خانواده

الگوی چفی و مک لئود

چفی و مک لئود نظریه ای را مطرح کردند که در آن الگوی ارتباطات خانواده شیوه های را منعکس می کنند که بوسیله آنها خانواده واقعیت اجتماعی را تعبیر و تفسیر کرده و اعضایش را در آن تعبیر و تفسیر شریک می کند .آنها استدلال کردند که برای رسیدن به یک واقعیت و معنای مشترک در بین اعضای خانواده دو روش متصور است یکی آن که اعضای خانواده باورها و مفاهیم را مورد بحث قرار دهند که آنها این شیوه را ” جهت گیری مفهومی” نامیدند. دیگر آنکه فرزندان برای راهنمایی به والدین روی بیاورند که آن ” جهت گیری اجتماعی ” نامیده شد( نقل از حیدری نژاد، 1392) .

نظریه نظام خانواده (مینوچین)

نظریه نظام خانواده ، خانواده را نظام منظمی می داند که دارای ویژگیهای و نظم خود تنظیمی سازگار است مفهوم نظریه نظام خانواده فراتر از ارتباط بین مادر و فرزند است و ارتباط پدر را با کل خانواده در سازگاری فرزندان مؤثر می داند( روز بهی، 1391).

– Assimilation

– Accommodation

Dorkhim[3]

1Consensual

2Pluralisic

3-Protective

4-Laisses-Faire