تعریف سبک زندگی

سبک زندگی شیوه ای نسبتا پایدار است که فرد اهداف خود را از طریق آن دنبال می کند. این شیوه ها، حاصل زندگی دوره ی کودکی فرد است. سبک زندگی بعد عینی و کمیت پذیر شخصیت افراد است. به همین دلیل نظریه ی ” سبک زندگی” آدلر، نظریه ی شخصیت او محسوب می شود. اولین بار آلفرد آدلر سبک زندگی را مطرح کرد، سپس توسط پیروان او گسترش یافت. آنان سبک زندگی، شکل گیری آن در دوره ی کودکی، نگرش های اصلی سبک زندگی، وظایف اصلی زندگی و تعامل آن ها با یکدیگر را به تفصیل بحث کرده و آن را در قالب درخت سبک زندگی نشان دادند، مفاهیم ارزشی و شناختی و فلسفی را مطرح کرده و تمام زندگی را به صورت یکپارچه به تصویر کشیدند(میرزایی و همکاران، 1393).

 

 

2-3- تعاریف سبک زندگی از دیدگاه محققین

تعابیر و تعاریف متعددی از سبک زندگی وجود داردکه در اینجا به تعدادی از آن ها اشاره می شود:

آلفرد آدلر سبک زندگی را کلیت بی همتای فردی زندگی که همه فرآیندهای عمومی زندگی ذیل آن قرار دارند، تعریف کرده است. به باور او، سبک زندگی طرح و دریافتی اجمالی است از جهان. فرآیند در حال گذر و راه است؛ راه یکتا و فردی زندگی و دستیابی به هدف است؛ خلاقیتی است حاصل کنار آمدن با محیط و محدودیت های آن. رفتار و منش نیست، بلکه امری است که همه رفتارها وتجربیات انسانی را هدایت می کند و خود به واسطه ی خوی ها و منش فردی شکل می گیرد(آدلر،1956).

سازمان بهداشت جهانی، سبک زندگی را الگوهای مشخص و قابل تعریف رفتار می داند که از تعامل بین ویژگی های شخص، برهمکنش روابط اجتماعی و موقعیت های محیطی و اجتماعی – اقتصادی حاصل می شود(کر،2000).

اندیشمندان علوم اجتماعی نیز تعاریف مختلفی از مفهوم سبک زندگی ارائه داده اند که در اینجا به چند مورد از آنها اشاره می شود:

کلاکهون سبک زندگی را این گونه تعریف کرده است: مجموعه ها یا الگوهای خودآگاه و دقیقا توسعه یافته ترجیحات فردی در رفتار شخصی مصرف کننده( به نقل از الفت و سالمی،1391).

بوردیو سبک زندگی را این گونه تعریف کرده است: فعالیت های نظام مندی که از ذوق و سلیقه ی فردی ناشی می شوند و بیشتر جنبه ی عینی و خارجی دارند و در عین حال به صورت نمادین به فرد هویت می بخشند و میان اقشار گوناگون اجتماع تمایز حاصل می کنند. معنا یا ارزش های این فعالیت ها، از موقعیت های آن در نظام تضاد ها و ارتباط ها اخذ می شود(همان).

ماکس وبر سبک زندگی را شیوه های رفتار، لباس پوشیدن، سخن گفتن، اندیشیدن و نگرش هایی می داند که مشخص کننده گروه های منزلتی متفاوت است( حسن دوست فرخانی و همکاران، 1392).

2-4- شکل گیری سبک زندگی

آدلر در خصوص پدید آمدن سبک زندگی بر این باور بود که همه ی انسان ها به نوعی احساس کهتری مبتلا هستند که با روش خاص در صدد برطرف کردن آن هستند. این رویه ی منحصر به فرد، برای جبران احساس کهتری، سبک زندگی را ایجاد می کند. سبک زندگی در سه دوره ی خود به کمال می رسد، دوران کودکی، زمان شکل گیری پنج ریشه ی اساسی سبک زندگی است که عبارتند از: سلامتی و ظاهر، وضعیت اقتصادی-اجتماعی نگرش های والدینی، منظومه های خانوادگی و نقش جنسیتی؛ دومین بعد از سبک زندگی شامل نگرش ها نسبت به تکالیف زندگی می باشد که در دوران نوجوانی تحول می یابند. این نگرش ها عبارتند از: نگرش نسبت به خود، نگرش به سوی مشکلات، نگرش به سوی دیگران، نگرش به سوی جنس مخالف و نگرش به زندگی. سومین بعد از سبک زندگی، تکالیف زندگی است. آدلر به سه تکلیف اساسی در زندگی اشاره می کند که عبارتند از: دیگران، شغل، عشق و مسائل جنسی(فاضل و همکاران،1390).

سبک زندگی بر اساس تعامل های اجتماعی که در سال های نخست زندگی صورت می گیرند، فرا گرفته می شود. بنابر نظر آدلر، این جریان در سن 4یا5 سالگی چنان تبلوری می یابد که پس از آن، دگرگونی آن دشوار است(شولتز،ترجمه کریمی و همکاران،1390،ص148). این سبک زندگی شکل گرفته، چارچوب راهنمای رفتارهای آتی فرد می گردد و ماهیت آن بستگی دارد به ترتیب تولد و نیز چگونگی رابطه میان والد و کودک در زمانی که کودک در تلاش برای یافتن راهی جهت جبران حس حقارت خود است(همان)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تغییرات پس از طلاق در هر فردی به وجود می آید

اگرچه واقعیت های عینی مانند حقارت های عضوی و ترتیب تولد بر سبک زندگی که فرد می سازد تاثیر می گذارد، ولی در نهایت تعیین نمی کنند که فرد چگونه زندگی خواهد کرد. برانگیزاننده اصلی سبک زندگی خود خلاق است. خود خلاق نیرویی ذهنی است که توانایی منحصر به فرد تبدیل کردن واقعیت های عینی به رویدادهایی که از لحاظ شخصی معنادار هستند را به فرد می دهد. خود خلاق با تاثیر گذاشتن بر شرایط زیستی و محیطی و معنی دادن به آن ها، اجازه نمی دهد که فرد صرفا محصول این شرایط باشد. خود خلاق فرآیندی فعال است که واقعیت های ژنتیکی و محیطی زندگی فرد را تعبیر کرده و آن ها را در شخصیت یکپارچه ای که پویا، ذهنی و منحصر به فرد است ادغام کند. خود خلاق از بین تمام نیروهایی که بر فرد تاثیر می گذارند، نوعی هدف شخصی را برای زندگی به وجود می آورد که او را به سمت آینده ای عالی تر سوق می دهد(پروچسکا و نورکراس،ترجمه سید محمدی، 1391، ص84و85).

سبک زندگی هر فرد متاثر از دو عامل عمده شخصیت  فرد و ویژگی های محیط است. شکل گیری شخصیت خود تحت تاثیر عوامل ژنتیکی و تربیتی-اجتماعی صورت می گیرد. این ویژگی ها به طرق مختلفی بر سبک زندگی افراد اثر می گذارد. به عنوان مثال افراد درون گرا و برون گرا سبک های متفاوتی در زندگی دارند اما عامل مهمی که می تواند در سراسر عمر بر سبک زندگی افراد تاثیرگذار باشد، ویژگی ها و شرایط محیطی همچون فقر، اوضاع سیاسی – اقتصادی جامعه، ویژگی ها و شرایط خانوادگی، فقدان پدر، مادر و یا همسر و جنگ می باشد(پلاسکر،2007).

2-5- انواع سبک های زندگی                               

آدلر برای مشکلاتی که هر فرد در زندگی باید آن ها را حل کند، اهمیت زیادی قائل شد و آن ها را در سه مقوله گنجانید: مشکلات مربوط به رفتار با دیگران، مشکلات اشتغال و مشکلات عشقی. وی چهار سبک زندگی اساسی را مطرح نمود که آدمیان برای رویارویی با این مشکلات آن ها را اختیار می کنند(شولتز، ترجمه کریمی و همکاران،1390، ص149).

سنخ نخست نمایانگر یک نگرش سلطه گر یا حکمران است. که آگاهی یا علاقه ی اجتماعی ناچیزی دارد یا اصلا ندارد. رفتارهایی چنین فردی احتمالا بدون توجه به دیگران است. افراد خصومت گرای این سنخ مستقیما به دیگران حمله می کنند و تبدیل به انسان هایی دیگر آزار، بزهکار یا مستبد می گردند. افرادی نیز که از خصومت کمتری برخوردارند، درگیر الکلیسم، اعتیاد به مواد و خودکشی می شوند. به اعتقاد آدلر، آن ها از طریق این رفتار ها به طور غیر مستقیم به دیگران حمله می کنند. به بیان دیگر، آن ها حمله به خود را نوعی صدمه زدن به دیگران می بینند. سنخ گیرنده دومین حالت است و آدلر آن را رایج ترین نوع می داند. افراد دارای این سنخ انتظار دارند که همه چیز را از دیگران بگیرند و در نتیجه وابسته به آن ها می شوند. سنخ اجتنابی همان گونه که از نام آن برمی آید، هیچ گونه تلاشی برای رویارویی یا کلنجار رفتن با مشکلات زندگی به عمل نمی آورد. این افراد با اجتناب از مشکلات، خود را از هر احتمال شکستی دور می سازند. سنخ چهارم، سنخ سودمند اجتماعی، قادر به همکاری با دیگران است و همخوان با نیازهای آن ها عمل می کند. چنین فردی در قالب یک چارچوب علاقه ی اجتماعی که بخوبی شکل یافته است، با مشکلات زندگی کنار می آید(همان،ص150).

Adler

World Health Organization

Kerr

Clockhon

Bourdieu

Max Weber

Schultz

Creative Self

Plasker

Dominant

Ruling

Getting

Avoiding

Socially Useful