تعریف بازی درمانی

در بازی درمانی کودکان رویداد های آسیب زارا به طور نمادین باز سازی می کنند (کانترز، 2001).

بازی درمانی فرصتی برای کودکان فراهم می کند تا احساسات ومشکلات را تا آخر بازی کند (دایل جونز، 2002). درتجربه بازی درمانی محوطه امنی به کودک داده می شودتا خود را امتحان کند. از طریق بازی خود را اظهار داردوباانجام این کار یاد بگیرد، که خود را بشناسد، تا بدان جا که دانش خود را مورد به کار گیری ظرفیت های در راه های مناسب بالا ببرد (لندرث، 2002، ترجمه داورپناه، 1390). در بازی درمانی مفهوم، از طریق اعمال سمبلیک دربازی به دست می آید. اسباب بازی ها به عنوان کلمات کودک و بازی به عنوان زبان کودک درنظر گرفته می شوند (لندرث، 2002، به نقل از ری، 2004). بازی درمانی وسیله ای برای تشخیص مشکلات کودک است مشاور با مشاهده رفتار کودک در ضمن بازی به نگرانی های وی پی می بردودرصدد رفع آن اقدام می کند. همچنین بازی مناسب ترین روش یادگیری برای کودک است وسبب یادگیری مهارت های جدید می شود (اکسلاین، 1365). بازی مجموعه فعالیت های است که کودک ضمن آن افکار واحساسات خود را به دلخواه بیان کرده واحساس امنیت وارزشمند بودن می کند (قاضی، 1368).

بازی بهترین وسیله برای «بیان خودوابراز وجود» است ومهمترین شیوه درمانی روانکاوان بوده که درابداع وکاربرد تکنیک های مختلف آن سهم بسزایی داشته اند. اساساً بازی فعالیتی است که کودک در آن احساس راحتی می کند، درهمه درمان ها نیاز به یک رابطه درمانی و وسیله ارتباط نیاز دارد و در بازی درمانی، بازی یک وسیله ارتباطی میان درمانگر و کودک است (قریشی، 1376). کودکان از پختگی و رشد شناختی کافی برای بهره بردن از مداخلات مبتنی برگفتگو وخود کاوی برخوردار نیستند. در اکثر درمان های کودکان بازی تا حد زیادی جایگزین فعالیت های می شودکه بزرگسالان در حین درمان انجام می دهند (تاد، جودیت، آرتو، 1379). همچنین بازی درمانی یک تعامل کمکی بین کودک و بزرگسال آموزش دیده است که از طریق ارتباط نمادین در بازی در جست وجوی راه هایی برای کاهش آشفتگی های هیجانی کودک است. به طوری که کودک در طی تعاملایت بین فردی با درمانگر، پذیرش تخلیه هیجانی، کاهش اثرات رنج آور، جهت دهی مجدد تکانه ها و تجربه هیجانی وتصحیح شدن راتجربه می کند (محمد اسماعیل، 1383). بازی درمانی به این منظور طراحی شده که کودک بتواند نگرانی های درونی خود را نشان دهد حال یا از طریق صداهایی که از جانب عروسک هادر می آورند یا تعاملاتی که با اسباب بازی های دیگر برقرار می کند علاوه بر آن درمانگربه طور دائم فضایی را به وجود می آورد که کودک درآن احساس امنیت و صمیمیت داشته باشد تا بتواند احساسات مختلف خود را کند و کاو کند (کرامر و جفری، 1388).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پویایی شناسی شخصیت از نظر علم روانشناسی

کودکان به دلیل پایین بودن سطح تفکر انتزاعی، قادر به بیان احساسات و هیجانات خود نیستند، عدم مهارت کودک در بیان احساسات خود می تواند بهداشت روانی او را به خطر اندازد بازی ابزاری مناسب است که به کمک آن کودک خود رابیان می کند وسیله مناسب برای تخلیه هیجانی کودک است (سهرابی، 1390). در جریان بازی درمانی، درمانگر با کودک مشارکت فعال دارد نه به عنوان هم بازی کودک بلکه به عنوان همراهی که بیشتر دنباله رو کودک می باشد، و از راهنمایی کودک پرهیز می نماید. در چنین رابطه ای درمانگر در صورت موفقیت کودک در انجام فعالیت های تدریجی اش، اورا تشویق و در صورت ناکامی از سرزنش او خودداری می کند.

-Jones

انواع بازی در بازی درمانی

1-بازی های تقلیدی:                      

الف)بازی های نمایشی (مهمترین نوع بازی های درمانی).

ب)عروسک بازی

2-بازی های نشانه ای (سمبولیک)

3-بازی های تخیلی:

الف)مکعب سازی

ب)نقاشی انگشتی(قاضی، 1368).

روش های بازی درمانی

-روش غیر مستقیم: مشاورکودک راتشویق به بازی می کند وباتفسیر اعمال وحرکات کودک در صدد کمک به تغییررفتار کودک است.

-روش مستقیم: مسئولیت اداره جلسه به عهده مشاور می باشد، ازکودک می خواهدتا مشکلاتش رااز طریق بازی با وسایل بیان کند، پس از شناخت مشکل راه حل های مناسب را ارائه می دهد.

-روش انتخابی: پس از آنکه کودک بازی با وسایل را شروع کرد، مشاور به دقت اعمال وگفتار کودک را تحت نظر می گیردودر برخی موارد به بازی کودک جهت می دهد (قزوینی نژاد1385).

-Block Play

-Finger-Painting