2-1-  تعارض زناشویی

2-1-1-                 تعریف تعارض زناشویی

تعارض زناشویی نوعی عدم توافق مداوم و معنادار بین دو همسر است که حداقل یکی از آنها آن را گزارش دهد (هالفورد و همکاران، 2001). تعارض زناشویی می‌تواند شامل اختلاف نظرها، عدم توافق‌ها، بیزاری‌ها، تنش‌ها باشد (ون اوردن و همکاران، 2012؛ هورن مالرز، 2010) و می‌تواند دامنه گسترده‌ای از آزارهای کلامی و جسمانی تا رفتارها و ویژگی‌های شخصیتی داشته باشد (فینچام و بیچ، 2010). تعارضات زناشویی در شدت، نرخ تکرار، محتوا و نیت با هم متفاوتند و ممکن است آشکار یا پنهان باشند (گریچ و فینچام، 1990).

حتی یک درخواست ساده می‌تواند در نظر یکی از زوجین نادیده انگاشته شدن هویت، ارزش یا جایگاه او قلمداد گردد (نادسون-مارتین و هونرگارت، 2015). درمانگران سیستمی تعارض زناشویی را تنازع بر سر تصاحب پایگاه‏ها و منابع قدرت و حذف امتیازات دیگری می‏دانند (بارکر و چانگ، 2013).

تقریبا سه‏ چهارم زوج‏هایی که برای درمان مراجعه می‏کنند، خشونت یک همسر نسبت به دیگری را در یک سال اخیر گزارش می‏کنند، این خشونت غالب اوقات به صورت پرتاب اشیاء، هل دادن، سیلی زدن یا پرتاب کردن می‏باشد (اولری و اسمیت، 1991). میزان خشونت در اوایل رابطه، یکی از پیش‏بینی کننده‏های مهم شکست در ازدواج است (هالفورد و مور، ۲۰۰۲).

به عقیده گاتمن (1994) کیفیت تعامل بین زن و شوهرها پیشگوی مهمی برای آشفتگی زناشویی یا طلاق است. مطالعات وی نشان داد زوجینی که ارتباط منفی‏تری با همدیگر دارند، دارای ازدواج نابسامان بوده یا آشفتگی زناشویی در آینده را می‏توان به آنها نسبت داد؛ وی دریافت زوج‏هایی که درصدد طلاق هستند، در تعاملات زناشویی خود از هیجان‏های منفی بیش از هیجان‏های مثبت استفاده می‏کنند (گاتمن، ۱۹۹۴). امروزه بیش از آن که مرگ عامل پایان دهنده رابطه زوجین باشد، این طلاق است که به زندگی مشترک یک زوج پایان می‌دهد؛ طلاقی که یکی از مهمترین عوامل شکل‌گیری آن، اختلافات و تعارضات میان زوجین است (پینسوف، 2002).

ترنر (۱۹۸۲) اصطلاح بهره‏برداری از تعارض را عنوان می‏کند و آن را فرایندی فعال و پویا در جهت استفاده زوج از تعارض و بسنده نکردن به حل مشکل تعریف می‏نماید؛ به نظر وی تعارض می‏تواند مثبت، مولد و عامل رشد باشد. هشت کارکرد مثبت تعارض از نظر ترنر عبارتند از :

  • بهره‏گیری از انرژی به جای سرکوب آن
  • استفاده خلاقانه از تعارض در جهت رشد پرسش‏ها و آرای جدید
  • برملا شدن احساسات و افکاری که تا کنون مخفی مانده‏اند
  • خلق شیوه‏هایی نوین برای مدیریت تعارض توسط زوجین
  • ارزیابی مجدد قدرت در رابطه
  • خلق یک فضای همکاری و مشارکت
  • یادگیری داشتن دیدی منطقی نسبت به مسائل
  • مذاکره دوباره در مورد قراردادهای دیرین و تغییر انتظارات در رابطه

2-1-2-                 انواع تعارض و برخورد با تعارض

تعارض می‌تواند فعال یا منفعل باشد : در تعارضات فعال زوجین به طور مداوم و طولانی مدت به بهانه‌های مختلف یکدیگر را متهم می‌کنند، همدیگر را مورد ظلم قرار می‌دهند، از هم انتقاد می‌کنند، با هم مشاجره می‌کنند و به هم توهین می‌کنند؛ بدون آن که به حرف‌های طرف مقابل اهمیت دهند (حجت، 2000). تعارض غیر فعال یا منفعل در روابط زناشویی به مخالفت‌ها و تعارض‌های گاه به گاه زوجین منجر می‌شود، که به مرور زمان به سکوت و انفعال زوج می‌انجامد؛ به عبارت دیگر زوج دیگر با هم ارتباط کلامی برقرار نمی‌کنند و از حل و فصل موقعیت‌های تعارض دوری می‌جویند (هارری و باتل، 1981؛ به نقل از کاراهان، 2007). در چنین شرایطی ارتباطات زوج بسیار کاهش یافته و تعارضات حل نشده به تضعیف و بدتر شدن روابط آنها، بیش از پیش، می‌انجامد. گفتگو نکردن زوج سبب می‌شود احساس تخاصم و بیزاری در روابط آنها افزایش ‌یابد. بنابر این می‌توان نتیجه گرفت که تعارضات منفعل توازن زناشویی را از بین می‌برند و به خانواده آسیب می‌رسانند (کاراهان، 2007).

گاتمن (1993) رفتار زوجین به هنگام تعارض را این چنین طبقه‌بندی می‌کند :

  • ارزیابی تعارض
  • فرار از حل تعارض
  • اجتناب از بروز تعارض
  • رفتار خصمانه
  • رفتار خصمانه / دوری‌گزین

زوجینی که رفتارهای سه دسته اول را از خود نشان می‌دهند، معمولا در طول زندگی زناشویی رفتارشان پایدار می‌ماند. اما زوجین متخاصم یا متخاصم/ دوری‌گزین معمولا به طور متناوب به هنگام تعارض از رفتارهای دسته چهارم و پنجم استفاده می‌کنند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   زمینه های اصلی رضایت زناشویی

2-1-3-                 عوامل موثر در بروز تعارض زناشویی

بنوم (1986) عقیده دارد تعارض زمانی رخ می‌دهد که زوج باورهای غیرمنطقی و تحریف شده‌ پایداری نسبت به یکدیگر، زندگی مشترک و آینده‌شان دارند. معمولا افرادی که اندوه، پریشانی، اضطراب یا رنج زیادی دارند شناخت‌های منفی و تحریف شده نسبت به همسر و زندگی زناشویی‌شان دارند (مورگانته و همکاران؛ به نقل از الدریج و همکاران، 2007). نداشتن ارتباط موثر و مهارت‌های حل تعارضات نیز در افزایش تعارض میان زوجین موثر است (کلاور و همکاران، 1997).

لانگه و همکاران (2000) اشاره می‌کنند که همسران پریشان و مضطرب نسبت به هم منتقد و متخاصم هستند و معمولا از فقدان خودکنترلی رنج می‌برند. جانسون (2008) با استفاده از نظریه دلبستگی علت بروز بسیاری از مشکلات در روابط زوجین را این چنین توضیح می‌دهد : نوع دلبستگی هر یک از زوجین با والدین خود در بروز تعارض در روابط وی با همسر خود و همچنین سایر موثر است. .

گاتمن و سیلور (1999) چهار نوع ارتباط ناکارامد در زوجین را شناسایی کرده‌اند :

  • انتقادگر بودن
  • تحقیر کردن
  • حالت تدافعی داشتن
  • دیوار سنگی بودن

انتقاد کردن در واقع شکایت کردن از یک رفتار مشخص، کمی پس از انجام آن توسط طرف مقابل، به صورت سرزنش‌آمیز و همراه با تخریب شخصیت طرف مقابل است. تحقیر کردن به رفتار طعنه‌آمیز و همراه با بدبینی با همسر و ابراز بیزاری اطلاق می‌شود که خود به تعارض بیشتر منجر می‌شود. تدافعی بودن شکلی از سرزنش همسر و نادیده گرفتن نقش خود در تعارض است. دیوار سنگی بودن که به معنای به تاخیر انداختن یا مخالفت کردن با خواسته‌ها و نظرات طرف مقابل و اجتناب از گفتگو کردن است، معمولا به عنوان راه فراری از یک تعارض قریب‌الوقوع انتخاب می‌شود، حال آن که همسر را ناامید می‌کند و تنش را افزایش می‌دهد.

2-1-4-                  اثرات تعارض زناشویی

اختلافات زناشویی هم‌بستگی نیرومندی با اختلالات روانشناختی متعددی دارند که از آن جمله می‌توان به افسردگی (پرولکس و همکاران، 2007؛ بیچ و همکاران، 1998)، اختلالات اضطرابی (مک لئود، 1994)، سوء مصرف الکل (مورفی و اوفارل، 1994) و اختلالات خوردن (ون دن بروکو همکاران، 1997) اشاره کرد.

تعارض و نارضایتی زناشویی همچنین می‌تواند استرس زوجین را افزایش دهد (بیچ و همکاران، 1990؛ به نقل از پرولکس و همکاران، 2007). خشونت خانگی بر علیه زنان که یکی از نتایج تعارض زوجین است، یکی از شایعترین دلایل طلاق در میان خانواده‌های ترک تبار است (آریکان، 1992؛ به نقل از کاراهان، 2007).

عملکرد زناشویی والدین بر فرزندان نیز تاثیرات منفی بیشماری دارد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند تعارض میان زوجین می‌تواند به بروز افسردگی (آنگر و همکاران، 2000)، اختلالات انطباقی (استراند، 2004) و گرایش به سرزنش و نکوهش خانواده (وبر و اوبراین، 1999؛ به نقل از کاراهان، 2007) در فرزندان منجر شود. تعارضات زناشویی منبع استرس محیطی برای فرزندان هستند (هینانت و همکاران، 2013) و با رفتار ناسازگارانه و ناسازگاری‌هایی از جمله خشم، اختلال سلوک و اضطراب در فرزندان ارتباط معناداری دارند (امری1982). روابط زناشویی یکی از ابعاد مهم والدینی هستند و تعارض زوجین می‌تواند اثری منفی بر رابطه والدینی نیز داشته باشد (شمیر و همکاران، 2001).

تعارضات زناشویی والدین بر پاسخ‌های روانشناختی و امنیت هیجانی فرزندان تاثیر می‌گذارند (هارولد و همکاران، 2004)، ممکن است منجر به تخریب یا تضعیف رابطه والد- فرزندی شوند (پترسون و زیل، 1986) و می‌توانند به مشکلات هیجانی متعدد فرزندان منجر شوند (امری، 1982). تعارض زوجین با انزوای اجتماعی و خشم فرزندان و کیفیت کمتر روابط والد- فرزندی مرتبط است (هریست و اینسلی، 1998). تعارض زوجین بر سر فرزندپروری با رابطه فعالانه پدر- فرزندی کمتر و مشکلات رفتاری شدیدتر در مدرسه و در اوقات فراغت هم‌بستگی دارد (کینگ و همکاران، 1995).

 

Halford

Grych

Barker

Chang

Moore

Terner

Hojjat

Harary

Batell

Karahan

Morgante

Eldridge

Klawer

Lange

Silver

Arikan

Strand