انواع سبک دلبستگی

پژوهش هایی که بر روی کیفیت دلبستگی انجام شده است بر دو نوع کلی دلبستگی کودک – مادر دلالت می کند. دلبسته ی ایمن و دلبسته ناایمن . دلبسته ی ناایمن خود دارای سه نوع عمده است . دلبسته ناایمن اجتنابی ، دلبسته ی ناایمنِ دوسوگرا و دلبسته ی ناایمن آشفته. الگوی دلبستگی که توسط اینثروث و همکاران (1978) مشخص شده بود توسط هیزن و شیور  (1987) در سه گروه دلبستگی امن، اجتنابی و مضطرب – دوسوگرا دنبال شد. بارتولومو و هورایتس (1991؛ به نقل از بشارت، 1385) این الگو را به چهار الگوی دلبستگی بزرگسال، یک الگوی ایمن یا خودمختار و سه الگوی ناایمن توسعه دادند که بر حسب مقطع دو بعدی تعریف می شود، اثبات خود و اثبات دیگران. اثبات خود به سطح کلی حرمت خود و یا احساس ارزش شخص باز می گردد. اثبات دیگران به سطح کلی اعتماد میان فردی یا اعتقاد به این که دیگران عموماً مقبول و علاقمند هستند باز می گردد. هر کدام از چهار الگو، ایمن یا خودمختارو (اثبات خود و اثبات دیگران)،هراسان – آشفته (نفی خود و نفی دیگران) ، دل مشغول یا مجذوب  (نفی خود و اثبات دیگران) و انکار کننده – فاصله جو  (اثبات خود و نفی دیگران) با الگوی روشن و واضح تنظیم هیجانی و تعامل اجتماعی توصیف شدند .

افراد دلبسته امن صمیمی، خودمختار و آرام هستند . افراد با الگوی دل مشغول یا مجذوب احتمالاً به دیگران وابسته می شوند اما عقب نشینی نمی کنند، آن ها نگران طرد شدن هستند و برای اطمینان مجدد، از شریک خود تقاضای غیرمنطقی دارند. افراد انکار کننده – فاصله جو از دیگران فاصله می گیرند تا مفهوم خودشان  مثبت باقی بماند. این افراد از صمیمیت اجتناب می کنند تا وانمود کنند خودمختار و بی نیاز هستند (کارنزا، 2000؛ به نقل از بشارت، 1380).

1-8-2 انواع سبک دلبستگی بزرگسالان

نام گذاری سبک دلبستگی در نوجوانان همانند سبک های دلبستگی بزرگسالان است. در نتیجه در نوجوانی سبک های دلبستگی همانند کودکی به چهار گروه تقسیم می شوند که ویژگی ها و خصایص این گروه ها نیز مشابه چهار گروه کیفیت دلبستگی در دروان کودکی است:

سبک دلبستگی خودمختار که معادل همان سبک دلبستگی ایمن در کودکی است، قادرند در مورد روابط دلبستگی خود و منفی بودن این ارتباط منطقی بحث کنند. آنها اهمیت رابطه ی دلبستگی در دوران کودکی را تایید می کنند. نوجوانان ایمن تجسمی مثبت و حمایت گر از چهره دلبستگی دارند. این تجسم مثبت، احساس خود ارزشمندی و تسلط را در این افراد افزایش داده و فرد را قادر می سازد که عواطف منفی خود را به شیوه ای سازنده تعدیل کند. از ویژگی های دیگر افراد ایمن آن است که کمتر از خطرات می ترسند، زیرا در موقعیت های خطرزا خود را تنها احساس نمی کنند. این افراد تمایل به برقراری رابطه صمیمانه و مثبت با دیگران دارند. آنها نسبت به دنیا و دیگران نگرش مثبت داشته و به آنها اعتماد دارند. آنها از اعتماد به نفس بالاتری برخوردارند. در نهایت می توان گفت که نوجوانان دلبستگی ایمن، تصوری مثبت از خود و تصوری مثبت از دیگران دارند ( کلولاو، 1946؛ نقل از خانجانی، 1387).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تعریف سبک زندگی از نظر علم روانشناسی

نوجوانان غیر خودمختار به سه زیر گروه تقسیم می شوند؛

سبک دلبستگی انکار کننده ( فاصله جو) که همان ویژگی های گروه اجتنابی را دارند و از روابط صمیمانه با دیگران اجتناب می کنند و با تاکید بر خودمختاری و اتکا بر خود، انکار اهمیت رابطه با چهره  ی دلبستگی و سعی در حفظ فاصله از چهره ی دلبستگی و ممانعت از بروز هیجانات منفی و نوعی اتکا به خود وسواسی دارند. در نتیجه صفت مشخصه ی آنها، خوداتکایی وسواسی، کنترل هیجانی و کم ارزش تلقی کردن دفاعی اهمیت روابط صمیمانه است. آنها به دنبال برآورده نشدن نیاز های دلبستگی اشان، نظام دلبستگی را غیر فعال کرده و مانع از تجربه و بروز اضطراب در خود می شوند. در نتیجه این دسته از نوجوانان، الگوی مثبتی از خود ولی الگوی منفی از دیگران دارند (کریستوفر کلولاو، 1387).

سبک دلبستگی دل مشغول و مجذوب ، که ویژگی های شبیه به کودکان دوسوگرا دارند، در روابط عاطفی خود با دیگران انحصار گرا و وابسته بوده ( فینی و نولر،1990)، دائما نگران طرد شدن و رها شدن از سوی دیگران هستند، و با دلبستگی شدید به دیگری سعی در کاهش اضطراب جدایی خود دارند. آنها به عواطف منفی خود نسبت به تجارب دلبستگی دوران کودکی هوشیارند و در نتیجه از اضطراب و درماندگی خود نیز آگاه هستند. تجربه ی مراقبتی بی ثبات و غیر حساس به نیازهای کودک، با  دلبستگی شیفته ارتباط دارد. می توان آن را به عنوان الگوی مثبت نسبت به دیگران ولی الگوی منفی نسبت به خود توضیح داد. نتیجه ی یک سبک وابستگی مفرط است که صفت بارز آن احساسات شدید بی ارزش و احساس نیاز افراطی به تایید و تصویب دیگران است که همین امر باعث می شود در روابط بین فردی اشان برای دریافت و رفع نیاز های دلبستگی اشان، رفتارهای پرتوقع و مداخله گرانه ای داشته باشند (کریستوفر کلولاو، 1387).

بزرگسالان غیر مصمم ( حل نشده) که از ویژگی هایی شبیه به کودکان با دلبستگی آشفته – سرگشته برخوردارند، که درباره ی رویداد فقدان و آسیب ها ترسان و غیر معقول هستند. این افراد به این نتیجه رسیده اند که سایرین دردسترس نبوده و از آنها مراقبت نمی کنند و خود آنها هم غیر قابل دوست داشتن هستند. با وجود اینکه آنها آرزومند مقبولیت از طرف دیگران هستند ( در واقع آنها نسبت به تایید اجتماعی فوق العاده حساسند) از صمیمیت اجتناب می کنند، زیرا از طرد شدن می ترسند یا مطمئن هستند که طرد می شوند. در نتیجه آنها الگوی منفی از خود و الگوی منفی از دیگران دارند (کریستوفر کلولاو، 1387).

hizien & shiver

bartolomo & horavits

karanssa

Clulow