1-1      رابطه افسردگی و اعتیاد

بیش از 70 درصد از افراد وابسته به مواد مخدر، علاوه بر مشکل مصرف مواد از اختلالاتی مانند اختلالات شخصیتی،جنسی،اضطرابی، افسردگی و اختلالات جسمی رنج می برند که در این میان وجود افسردگی بارزتر است.محققان در بررسی علل شروع اعتیاد و عود آن پس از درمان، به عوامل مختلفی همچون تنیدگی و فقدان مهارت های مقابله ای مناسب، فقدان جرات ورزی و وضعیت سلامت روانی،هم چنین وضعیت خلقی نامناسب به خصوص در همبودی با اختلال افسردگی اساسی اشاره کرده اند (هسین، لیو، نانز، مک کلو و سامت،2002). نقش افسردگی در شروع، تداوم و عود اعتیاد در مطالعات مختلفی مورد تایید قرار گرفته است (گلنیش،1997).

بر اساس نظریه ی خوددرمانی کانتازیان ، سوء مصرف مواد از سوی افراد معتاد ،نوعی خوددرمانی دانسته می شود که افراد معتاد برای رفع مشکلاتی مانند افسردگی به مصرف این مواد روی می آورند.افسردگی به عنوان متغیری تعدیل گر در فرایندهایی هم چون اعتیاد و یا عود عمل می کند.از طرفی الگوی مقابله با افسردگی در معتادین، یک روش ناسالم در کنار آمدن با شرایط تنش زاست (هسین،2002).

افسردگی می تواند تاثیر مستقیم در ادامه مصرف و میزان مصرف مواد داشته باشد و هم چنین احتمالا اغلب معتادین از مصرف مواد و وابستگی به آن به عنوان راهی جهت مقابله با طیف وسیعی از اختلالات خلقی و هم چنین برای رسیدن به حالتی خوشایندتر از حالات افسردگی و فرار از مشکلات بین فردی بوجود آمده در نتیجه ی این اختلال، استفاده می کنند.این وضع به چند دلیل رخ می دهد: ممکن است فرد مقابله با مشکلات زندگی بزرگسالی از جمله افسردگی را فرا نگرفته باشد یا ممکن است فرد در یک دوره ی زمانی این راهبردهای مقابله ای را فراگرفته ولی به دلیل تکیه ی مکرر بر مصرف مواد به عنوان راهی جهت مقابله با مشکلات، این مهارت ها در وی تضعیف شده باشد.هم چنین ممکن است این بیماران به علت درگیری مزمن با سبک زندگی متکی بر مصرف مواد که در آن بخش عمده ای از وقت آنان صرف تهیه، مصرف و سپس بهبودی از اثرات مصرف می گردد، راهبردهای موثر را فراموش کرده باشند و یا این که توانایی فرد در استفاده از راهبردهای مقابله ای موثر در نتیجه ی سایر مشکلات از جمله ابتلای همزمان با یک اختلال روان پزشکی که شایع ترین آن افسردگی اساسی است، تضعیف شده باشد (ویس، گریفن، کلوزیج، گرینفیلد، ناجاویتس و دلی، 2007).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   نکات کلیدی که باید درباره استرس ناباروری بدانیم

1-2      افسردگی

افسردگی یکی از انواع اختلالات روانی است که طی آن فعالیتهای بیمار، به شدت کاهش می یابد و در واقع او انگیزه ای برای انجام دادن بسیاری از کارها نخواهد داشت. فرد افسرده انرژی و مهارت های زندگی اش کاهش پیدا می کند و تمرکز حواس وی نیز به میزان زیادی پایین می آید. گاهی پرخاشگر و گاهی ناامید است. احساس گناه در او بسیار قوی است. علاوه بر این که خود بیمار از اهدافش در زندگی باز می ماند و باعث کاهش فعالیتهای اجتماعی و تولیدی می شود، این امر ضربۀ بزرگی به اقتصاد جامعه نیز وارد می کند. برای تعریف این اختلال بهتر است نشانه های آن را بشناسیم. در حقیقت، این اختلال در مجموعه ای از علائم ( نشانگان ) بروز می یابد. که براساس کمیت و کیفیت و مدت زمان دارا بودن این علائم می توان تشخیص داد که فرد به یکی از انواع افسردگی مبتلا شده است. البته باید توجه داشت که این اختلال در نشانگان ظاهر می شود و فقط با یک نشانه نمی توان به افسردگی پی برد. ( آزاد، 1391 )

Golnish

Hasin

Weiss

Grifen

Klozije

Grinfied

nagavits

Dely