– کمال‌گرایی

کمال‌گرایی یکی از سازه‌های شخصیتی می‌باشد که نقش مهمی را در سازش یافتگی افراد ایفا می‌نماید. پژوهش و نظریه‌پردازی پیرامون کمال‌گرایی طی دودهه گذشته روند روبه‌رشدی داشته است. هم اکنون کمال‌گرایی به عنوان یک سازه چند بعدی در نظر گرفته می‌شود که این ابعاد می‌توانند از نظر همبستگی و نتایج، تفاوت زیادی با یکدیگر داشته باشند(فلت و هویت، 2009). گرچه نویسندگان تمایل دارند در ابتدا بر جوانب منفی و مخرب سازه‌ی کمال‌گرایی تأکید کنند اما اخیراً علاقه زیادی به توجه بر ابعاد مثبت آن شکل گرفته است(فلت و هویت، 2006؛ به نقل از ملکیان بهابادی و همکاران، 1388). افراد کمال‌گرا نه به خاطر میل به پیشرفت و ترقی، بلکه به خاطر ترس از شکست، برانگیخته می‌شوند. ترس موجب رفتار اجتنابی می‌شود و رفتار اجتنابی پیوسته فرد را گوش به زنگ نگه می‌دارد و به موجب آن، فرد از آنچه که ترس‌آور است، اجتناب می‌نماید(هاماچک، 2000). نظرات متعددی درباره چگونگی شکل‌گیری کمال‌گرایی مطرح شده است. یکی از نظریه‌ها بر این باور است که ریشه‌ی کمال‌گرایی را باید در والدین کمال‌گرا جستجو کرد(فروست و روزنبلتو، 2005؛ به نقل از ملکیان بهابادی و همکارن، 1388).

بر این اساس، فرد کمال‌گرا یعنی فردی که نیاز و عطش دارد از هر نظر کامل و بی‌نقص  باشد، خود را درست مطابق تصویر آرمانی که از خودش دارد فرض می‌کند و چون گمان می‌کند به راستی همان چیزی است که به حکم خود آرمانی باید باشد، بر این اساس خود را در زمینه‌های اخلاقی ، عقلی و معنوی از همه نظر کامل و از همه کس برتر حس می‌کند و دیگران را به چشم حقارت و کوچکی می‌نگرد، ولی به حکم بخش دیگری از تصویر آرمانی‌اش، احساس حقارت دیگران را حتی از چشم خود هم پنهان می‌کند. کمال‌گرایان خواهان برتری، پیروزی و تسلط‌اند و تنها به آن شیوه‌است که به اضطراب‌ها و ترس خود غلبه می‌کنند(ملکیان بهابادی و همکارن، 1388).

2-4-1- کمال‌گرایی از نگاه متقدمین روان‌شناسی

موضوع کمال‌گرایی در پژوهش‌های متقدمین روان‌شناسی نیز مشاهده می‌شود. برای مثال فروید، کمال‌گرایی را به کنش‌وری فرامن افراط‌گر نسبت داد. (بشارت، 1383؛ به نقل از شریفی درآمدی، 1390) او همچنین کمال‌گرایی را نوعی خودشیفتگی و در قلمرو اختلال‌های نوروتیک می‌دانست(بشارت، 1383). از سوی دیگرآدلر وجود استانداردهای بالای کمال‌گرایانه را برای سلامتی ذهنی و فکری ضروری می‌داند(شریفی درآمدی و همکاران، 1390). فروید در توصیف افراد کمال‌گرا اظهار می‌کند که محرک اصلی در زندگی این افراد رسیدن به خوشبختی نیست، بلکه تکامل و برتری یافتن است. زندگی آنها در یکسری حتم‌ها، بایدها و نبایدها خلاصه شده است. آنها در هر کاری باید به کمال برسند و به بهترین شیوه آن را انجام دهند وگرنه خرسند نخواهند شد و نرسیدن به کمالات آنها را دچار اضطراب و افسردگی شدید می‌کند. این توقعات بی‌جا و عهده‌دار شدن مسئولیت سنگین و غیرمنطقی، عرصه زندگی را بر آنان تنگ می‌کند(ملکیان بهابادی، 1388).

2-4-2- تعریف‌های کمال‌گرایی

کمال‌گرایی به منزله تمایل فرد به وضع معیارهای کامل و دست‌نیافتنی و تلاش برای تحقق آن‌هاست(برنز، 1980) که با ارزشیابی‌های انتقادی از عملکرد شخص همراه است(فراست، مارتن، لهارت و روزنبالت، 1990). کمال‌گرایی یک الگوی پایدار فکر و رفتار است که به میزان کمی در طی زمان تغییر می‌کند، برعکس سایر حالات انسان مانند ترس و یا اضطراب که در موقعیت خاصی به کار می‌رود(آنتونی و سوینسون، 1998؛ آنشل و ایوم، 2002؛ به نقل از آنشل، ویتربای، گانگ و واتسون، 2009). تحقیقات مختلف، کمال‌گرایی را به عنوان یک صفت پایدار شخصیتی که از اوایل زندگی تشکیل می‌شود در نظر می‌گیرند(آنشل و همکاران، 2009؛ به نقل از شریفی درآمدی و همکاران، 1390)

برنز(1980) کمال‌گرایی را به عنوان سازه‌ای نوروتیک این طور تعریف می‌کند: «شبکه ای از شناخت‌ها شامل انتظارات و تفسیرهای مربوط به رویدادها و ارزشیابی‌های شخص از خودش و دیگران که وضع معیارهای غیرواقع‌بینانه، پایبندی جدی و بدون تأمل به آن معیارها و معادل دانستن ارزش شخصی با عملکرد از مشخصه‌های آنها است»(بشارت، 1383)

کمال‌گرایی یعنی گرایش فرد به داشتن مجموعه‌ای از معیارهای افراطی و تمرکز بر شکست‌ها و نقص‌ها در عملکرد و اعتقاد به کامل بودن و احساس اضطراب و فشار روانی بالا و ترس از اینکه نتواند مطابق انتظارات خود زندگی کند(ملکیان بهابادی و همکارن، 1388). ویزمن(1980) باور دارد که کمال‌گرایی نیاز شدید برای پیشرفت است و این گرایش به صورت معیارهای شخصی بالا و غیر واقع بینانه آشکار می‌شود(سروقد، برزگر و برزگر، 1390). فراست، مارتن، لاهارت و رزونبلت (1990) کمال‌گرایی را به عنوان مجموعه معیارهای بسیار بالا برای عملکرد که با خود ارزشیابی انتقادی همراه است، تعریف کرده‌اند(سروقد و همکاران، 1390).

2-4-3- کمال‌گرایی بهنجار و نابهنجار

کمال‌گرای افراد بسته به شرایطی که در آن قرار داشته و دارند و نگرش آن‌ها از این شرایط می‌تواند هم جنبه‌ی مثبت و بهنجار داشته باشد و به موفقیت، خشنودی و رضایت‌مندی بیانجامد و هم جنبه‌ی نابهنجار داشته باشد و به ناخشنودی، نارضایتی، ناامیدی و آسیب‌های روان‌شناختی منجر گردد(سرو قد و همکاران، 1390). براساس تقسیم بندی بهنجار- نوروتیک، دو نوع کمال‌گرایی را متمایز کرده‌اند:

  • کمال‌گرایی مثبت یا انطباقی [بهنجار] که با استانداردهای شخصی سطح بالا اما قابل دسترس، گرایش به نظم و سازماندهی در امور، احساس رضایت‌مندی از عملکرد خود، جستجو برای تعالی در امور و انگیزش برای رسیدن به پاداش‌های مثبت، مشخص می‌شود.
  • کمال‌گرایی منفی یا غیر انطباقی [نابهنجار] با استانداردهای سطح بالا و غیر واقع بینانه، نگرانی مفرط درباره‌ی اشتباهات و نقایص شخصی، ادراک فشار زیاد از محیط برای کامل بودن، اداراک فاصله زیاد بین عملکرد شخصی و استانداردها و شک و تردید اجبارگونه در امور و پرهیز از عواقب کارکردهای شخصی تعریف می شود(ابوالقاسمی، احمدی و کیامرثی، 1386).

 

این مؤلفه‌ها به ترتیب با انتظارات شخصی منطقی و غیر منطقی مشخص می‌شوند. ویژگی‌های کمال‌گرایانه از نظر اندازه و شدت در امتداد احساس ارزش شخصی که بر حسب معیارهای مربوط به عملکرد فرد مشخص می‌شوند، متفاوت خواهند بود(بشارت، 1383). بر اساس این تقسیم بندی، کمال‌گرای بهنجار از تلاش و رقابت برای برتری و کمال لذّت می برد و در عین حال محدودیت‌های شخصی را به رسمیت می‌شناسد، اما کمال گرای نوروتیک به دلیل انتظارات غیرواقع بینانه هرگز از عملکرد خود خشنود نخواهد شد(هاشمی و لطیفیان، 1388). می سیل دین (1963) آورده است که در کمال‌گرایی بهنجار(مثبت) افراد می‌توانند مقداری عیب را در خودشان تحمل کنند و از موفقیت‌هایشان لذت ببرند و از خودشان راضی باشند. آن‌ها از کارهای سخت و طاقت‌فرسا لذت می‌برند که احساس می‌کنند در انجام کارها آزادند، می‌کوشند که به بهترین صورت عمل کنند(بشارت، جوشن‌لو، میرزمانی بافقی، 1386). در کمال‌گرایی منفی افراد رفتارهای ناقص و تقویت منفی نشان می‌دهند. برای مثال، افراد در مورد ارزیابی خود به وسیله‌ی دیگران شک می برند و از این که اشتباهی را بیش از حد مرتکب شوند، نگران هستند. انجام رفتارهای افراطی اجتنابی باعث مشکلاتی در مورد ارزش خویشتن و در نهایت، به نتایج منفی منجر می‌شود(بشارت و همکاران، 1386).

2-4-4- الگوی سه بُعدی کمال‌گرایی

تا قبل از 1990 به کمال‌گرایی به عنوان سازه‌ای تک بعدی نگریسته می‌شد و عمدتاً به شناخت‌های خودمدارانه متمرکز بود، ولی در اواخر 1990 کمال‌گرایی به عنوان سازه‌ای چند بعدی مد نظر قرار گرفت. از جمله هویت و فلت(1991) کمال‌گرایی را به عنوان سازه‌ای چند بعدی در نظر گرفته‌اند که شامل ابعاد کمال‌گرایی خویشتن مدار، دیگر مدار و جامعه‌مدار می‌شود(ملکیان بهابادی و همکارن، 1388).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پراشتهایی عصبی و اثر آن بر هوش هیجانی دانش آموزان دختر

کمال‌گرایی خویشتن‌مدار مجموعه استانداردهایی دقیق، برای ارزیابی رفتار فرد به شیوه‌ای دقیق و افراطی است. این زیر مقیاس دارای یک مؤلفه انگیزش نیرومند است که در تلاش‌های شخص برای رسیدن به خویشتن کامل و اجتناب از شکست نمایان شده و منجر به انتقاد از خود و خودتنبیهی می‌شود. به عنوان مثال من تلاش خواهم‌کرد که هر روز بهتر از دیروز باشم(هویت و فلت، 1991). این کمال‌گرایی باعث تفاوت بین خودِ ایده‌آل و خود واقعی می‌شود و در نتیجه با افسردگی همراه است. کمال‌گرایی جامعه مدار شامل معیارهای کمال‌گرایانه یا غیر واقع‌بینانه تحمیلی از سوی دیگران بر فرد است. دیگران به نحو دقیقی فرد را ارزیابی می‌کنند و برای کامل‌بودن به او فشار می‌آورند. به عبارت دیگر آنها انتظار دارند که فرد کامل باشد. به عنوان مثال، مردم هیچ چیزی را کمتر از کامل انجام دادن از من انتظار ندارند. اضطراب و خشم برآیندهای این نوع کمال‌گرایی هستند زیرا معیارهای تحمیل شده افراطی و غیرقابل کنترل هستند. در آسیب‌شناسی روانی، درخواست تأیید از سوی دیگران و ترس از ارزیابی منفی از علائم این نوع کمال‌گرایی هستند(عباسی، 1380؛ به نقل از ملکیان بهابادی و همکارن، 1388). دسترسی به این معیارهای کمال‌گرایانه تحمیل شده اجتماعی اگر محال نباشد، حداقل دشوار است(هاشمی و لطیفیان، 1388).

کمال‌گرایی دیگرمدار تمایل به داشتن معیارهای بالای غیر واقع‌بینانه به خاطر رفتار افراد مهم در زندگی شخص است. این مؤلفه منجر به سرزنش دیگران، فقدان اعتماد به نفس و احساس ناکامی در روابط با دیگران، بدبینی، تنهایی و مشکلات زناشویی در ارتباط برقرارکردن می‌گردد(عباسی، 1380؛ به نقل از ملکیان بهابادی و همکارن، 1388).

کمال‌گرایی خودمدار جنبه‌ای از کمال‌گرایی است که می تواند پیامدهای سازگارانه و مثبت تری به همراه داشته باشد. این نوع کمال گرایی زمانی که افراد بر موقعیت‌ها کنترل داشته باشند و توانایی دست یافتن به اهداف را دارند و در گذشته نیز کمتر شکست را تجربه کرده‌اند می‌تواند برای فرد سازگارانه باشد. کمال‌گرایی خودمدار با استراتژی‌های یادگیری و انگیزش رابطه مثبت دارد؛ و همچنین عملکرد در مدرسه و نمره‌های تحصیلی را پیش‌بینی می‌کند؛ در ضمن با مشخصه‌های مثبت تلاش و رقابت برای پیشرفت، عزت نفس و خودشکوفایی مرتبط می‌شود(هاشمی و لطیفیان، 1388).

2-4-5- علت‌شناسی

در خصوص علت‌شناسی کمال‌گرایی از زمانی که برای اولین بار این پدیده شناسایی و مفهوم‌سازی شد، بحث شده است. مهم‌ترین فاکتورهایی که به عنوان عامل علّی در رشد تحول کمال‌گرایی مطرح بوده، تأثیر شیوه‌های فرزند پروری و سبک‌های دلبستگی است(رو، 2005؛ نومیستر، 2002). اشکال ایمن و ناایمن دلبستگی می توانند در قالب الگوسازی‌های فعال درونی که افراد در مورد خود و دیگران شکل می‌دهند، درک شوند. همان طور که کودکان با مراقبان تعامل برقرار می‌کنند، الگوهای فعال درونی‌ای شکل می‌دهند که خود، بازنمایی طرحواره‌ای، از خود و دیگران است. آنان از این الگوها به عنوان راهنما در تفسیر وقایع و تشکیل انتظارات در خصوص روابط انسانی بهره‌می‌گیرند. کودکان با مراقبانی حساس و پاسخگو، احتمالاً نتیجه می‌گیرند مردم افرادی قابل اعتمادند، درنتیجه الگوی مثبتی از دیگران در ذهن‌شان شکل می‌گیرد. در مقابل کودکان با مراقبانی غیر حساس، بی‌توجه و یا بدرفتار، احتمالاً نتیجه می‌گیرند مردم قابل اعتماد نیستند و در نتیجه الگوی فعال منفی در آنان شکل می‌گیرد(شریفی درآمدی و همکاران، 1390).

نقش تعامل والدین- کودک در پدیدآیی کمال‌گرایی مورد توجه بعضی از نظریه‌پردازان قرار گرفته است. طبق این نظر، افراد کمال‌گرا ممکن است در خانواده‌هایی بزرگ شده باشند که هر عملکرد غرکاملی از سوی آنها یا با انتقادگری آشکار والدین مواجه شده باشد، یا با انتقادگری ضمنی از طریق تحمیل معیارها و انتظارات بالا. در نتیجه‌ی این سبک تعامل خانوادگی، کودکان والدین پرتوقع شیوه‌های کمتر انتقادی ارزشیابی عملکرد خودشان را یاد نمی‌گیرند. تمایلات کمال‌گرایانه‌ی شکل گرفته در کودکی سپس به وسیله‌ی عوامل دیگر مانند مدل‌های غیرواقع‌بینانه در فرهنگ عمومی و تأکید بر پیشرفت ذر نظام آموزشی استمرار می‌یابد. شواهد پژوهشی تأثیر کمال‌گرایی والدین بر شکل‌گیری کمال‌گرایی و پیامدهای آسیب‌شناختی آن بر فرزندان را تأیید کرده‌اند(بشارت، 1383).

برنز معتقد است نیاز به کامل بودن از تجارب دوران کودکی شخص و معمولاً از انتقادات والدین سرچشمه می‌گیرد. پدر و مادرها غالباً برای حفظ عزت‌نفس خود از کودکشان انتظار دارند به هدف‌هایی دست یابد که ماورای خواسته‌ها و توانایی‌های اوست. مادری ممکن است با تحت فشار قرار‌دادن دخترش که شاگرد متوسطی است از او بخواهد که شاگرد اول شود؛ پدری ممکن است به پسرش که استعداد ورزشی ندارد فشار بیاورد که در تیم فوتبال بازی کند. هر فعالیتی که منجر به تحقق انتظارات نشود، اگرچه ممکن است در حد موفقیت بزرگی باشد، با این حال نوعی شکست تلقی می‌شود و کودک مأیوس، ناخودآگاه به این نتیجه می‌رسد که اگر بخواهد مورد انتقاد واقع نشود و طرد نشود، باید پیوسته برای کامل بودن بکوشد و جز رسیدن به کمال به چیز دیگری قانع نباشد(شریفی درآمدی و همکاران، 1390).

2-4-6- رابطه کمال‌گرایی با هدف‌گرایی و انگیزه‌ی پیشرفت

در سالهای اخیر تحقیقات زیادی رابطه بین خصلت کمال‌گرایی و سازه های روان‌شناختی مختلف را بررسی کرده‌اند. با این حال تعداد اندکی از این تحقیقات به بررسی رابطه بین کمال‌گرایی و انگیزه پیشرفت اختصاص دارند(نیومیستر، ٢٠٠۴) نتایج تحقیقات پیشین نشان‌می‌دهد که یادگیرندگان، جهت‌گیری‌های انگیزشی مختلفی دارند؛ یکی از عوامل احتمالاً مؤثر بر جهت‌گزینی‌هدف، کمال‌گرایی است. چون کمال‌گرایان خودمدار استانداردهای بالایی برای خود انتخاب می کنند و عملکرد خود را بر اساس این استانداردها ارزشیابی می کنند(هویت و فلت، ١٩٩١ ). به نظر می رسد به وسیله نیاز به پیشرفت برانگیخته شوند و بر اساس این نیاز، اهداف تبحری یا اهداف عملکرد گرایشی داشته باشند. در مقابل، کمال‌گرایان جامعه‌مدار که معتقد هستند دیگران استانداردهای بالایی برای آنها در نظر دارند و از آنها توقع برآورده‌کردن آنها را دارند(هویت و فلت، ١٩٩١ ) باید بیشتر به وسیله ترس از شکست برانگیخته شوند، زیرا آنها می پندارند که خودارزشی آنها به برآورده‌کردن این انتظارات وابسته است. در نتیجه، کمال‌گرایان جامعه مدار بیشتر احتمال دارد که اهداف عملکردگرایشی یا عملکردگریزی را بپذیرند، که از ترس آنها از شکست نشأت می گیرد. نیومیستر(٢٠٠۴ ) در تحقیقی کیفی، تئوری هدف سه بخشی الیوت و کمال‌گرایی را در دانشجویان سرآمد دانشگاهی بررسی و حمایت‌هایی برای این فرضیه ها فراهم کرده‌است. در این تحقیق کمال‌گرایان خودمدار اظهار داشته‌اند که اهداف تبحری و عملکرد گرایشی دارند در حالی‌که کمال‌گرایان جامعه‌مدار اذعان داشته‌اند که اهداف عملکردگریزی و عملکردگرایشی دارند. در تحقیقی کمّی نیومیستر و فینچ (٢٠٠۶) این فرضیه‌ها را آزمون کردند؛ نتایج تحقیق آنها از این فرضیه ها حمایت می‌کند(هاشمی و لطیفیان، 1388).

2-4-7- ارتباط کمال‌گرایی با شخصیت

یافته‌های پژوهشی در زمینه‌ی بررسی ابعاد سه گانه کمال‌گرایی، همبستگی این سازه را با ویژگی‌های شخصیتی، رفتاری و مشکلات روان‌شناختی تأیید کرده‌اند. کمال‌گرایی خودمدار با مشخصه‌های خودشیفتگی، خودسرزنشگری، خودانتقادگری، احساس گناه، سهل انگاری و تعلّل در انجام‌دادن کارها، افسردگی و نوروزگرایی در ارتباط است. کمال‌گرایی دیگرمدار با مشخصه‌های منفی، از جمله دیگرسرزنشگری، اقتدارگرایی و سلطه جویی، ویژگی‌های شخصیت نمایشی، خودشیفته و ضداجتماعی همبستگی دارد. کمال‌گرایی جامعه‌مدار با نیاز به تأیید دیگران، ترس از ارزشیابی منفی، منبع کنترل بیرونی، بیش‌تعمیم‌دهی، شکست، افسردگی و اضطراب مرتبط است(بشارت، 1383؛ به نقل از هاشمی و لطیفیان، 1388).

. perfectionism

. narcissism

. Wissman

. Frost, Marten, Lahert & Rosenblate.

. Missildine

. self-oriented perfectionism

. other-oriented perfectionism

. socially prescribed perfectionism