اثر اختلال استرس پس از سانحه بر حافظه فعال

در رابطه با اثرات PTSD بر حافظه نیز مطالعاتی انجام پذیرفته است ازجمله آنکه کانستنس و همکاران (2008) مطرح کردند که در اختلال استرس پس از سانحه کارکرد طبیعی حافظه دچار مشکل می‌شود و اطلاعات همراه با خطا پردازش و بازیابی می‌شوند. مرادی و همکاران (1389) در بررسی خود در رابطه با عملکرد حافظه در افراد بازمانده از جنگ مبتلا به PTSD نشان دادند که مبتلایان به این اختلال علاوه برداشتن مشکلات در بخش‌های مختلف حافظه مانند حافظه شرح‌حال، حافظه مربوط به آینده، حافظه کاری در حافظه کلی نیز از نقص برخوردار هستند.

داگلیش و اسویزر (2011) در بررسی ظرفیت حافظه کاری هیجانی در PTSD تکلیفی را در اختیار آزمودنی‌ها قراردادند بر این اساس که آزمودنی وظیفه داشت طی فواصل زمانی کوتاه لغات خنثی را به یاد بیاورند درحالی‌که هم‌زمان به پردازش جملاتی می‌پردازد که افکار منفی مربوط به تروما را توصیف می‌کنند. آن‌ها دریافتند که توانایی یادآوری فهرست‌های واژه در متن جملات تروما، نسبت به جملات خنثی به‌طورکلی در مبتلایان به PTSD در مقایسه با گروه کنترل ضعیف‌تر بود.

گالایر و همکاران (2003) در بررسی اثر اطلاعات مرتبط با تروما بر عملکرد حافظه در افراد بازمانده از هولوکاست نتایجی مبنی بر این موضوع به دست آوردند که افراد مبتلا به PTSD عمدتاً ارتباط تازه‌ای را با محرک‌های وابسته به تروما در مقایسه با محرک‌های خنثی شکل می‌دهند و این می‌تواند توجیهی برای دوام علائم آنان سال‌ها پس از رویداد و علائم سرزده در آنان باشد. این تسهیل‌سازی مرتبط با تروما در حافظه آشکار، همراه با ضعف در حافظه آشکار ممکن است به توضیح ماهیت دوجانبه اختلال حافظه PTSD کمک کند. بروین و بتون مشکلات حافظه این افراد را به علت داشتن افکار ناخواسته می‌دانند. این افکار منجر به محدود شدن ظرفیت حافظه فعال آنان می‌شود، بنابراین اطلاعات به‌صورت نامناسب به حافظه بلندمدت انتقال‌یافته و به‌درستی تحکیم نمی‌شود که بازیابی اطلاعات را با مشکل روبه‌رو می‌کند.

مورس و همکاران (2008) کارکرد قشری افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه در طول به‌روزرسانی حافظه کاری را بررسی کردند. با استفاده از روش PET اختلالاتی را در ناحیه مغزی نیمکره چپ یافتند. نتایج نشان داد افراد بیمار در فعالیت افتراقی در طول به‌روزرسانی حافظه فعال موفق نبودند و در عوض به نظر می‌رسد که به‌کارگیری نابهنجار نواحی شبکه به‌روزرسانی را در مدت نگه‌داری حافظه فعال را نشان می‌دهند. این نواحی شامل قشر پره فرونتال پشتی جانبی به سمت جلو مغز و لوب آهیانه‌ای تحتانی است. این یافته‌ها بیان می‌کند به‌کارگیری جبرانی شبکه‌ها در PTSD معمولاً تنها در طول روز رسانی حافظه فعال ایجاد می‌شود و ممکن است دشواری مبتلایان به PTSD را در درگیر شدن با محیط در حال تغییر مداوم منعکس کند.

علاوه بر تجدید سرزده خاطرات تجارب تروماتیک، مبتلایان به PTSD اغلب درباره مشکلات در تمرکز و یادآوی در زندگی روزانه شکایت می‌کنند. هرچند برخی از مواقع نتایج متناقض بوده‌اند، به نظر می‌رسد که بسیاری از مبتلایان به این اختلال نقایص آشکاری را در حافظه و یادگیری، بخصوص در محتوای کلامی ظاهر می‌سازند (32). در یکی از بررسی‌ها با روش‌شناسی صحیح، سربازان جنگ مبتلا به PTSD، نسبت به سربازان سالم، نقایصی را در آزمونه‌ای نگهداری توجه، حافظه کاری، یادگیری اولیه و تداخل پس‌کنشی نشان دادند (33). اشکال در نادیده گرفتن اطلاعات نامربوط همبستگی مثبتی با شدت خودگزارش‌شده از تجدید خاطرات جنگ به‌صورت سرزده داشت.

افراد مبتلا به PTSD اغلب مشکلاتی در بیاد خاطر سپردن اطلاعات روزمره که مرتبط با دوره‌ی ترومای خود دارند. به‌علاوه، مطالعات تصویربرداری ساختاری و کارکردی مغز نابهنجاری‌هایی را در مغز افراد مبتلا که در ارتباط با حافظه اهمیت دارند یافته است.

تصویربرداری‌های کارکردی اخیراً شماری از نابهنجاری‌های لوب فرونتال را در مبتلایان به PTSD آشکار ساخته‌اند. نابهنجاری‌ها در نواحی گوناگونی از لوب فرونتال گزارش‌شده‌اند شامل کورتکس اوربیتوفرونتال (شین و همکاران، 1999)، قشر کمربندی پیشین (همان، 1999)، کورتکس پره فرونتال میانی (لانیوز و همکاران، 2001) و کورتکس پره فرونتال پشتی جانبی (اساچ و همکاران، 2001).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پروتکل‌های درمانی نورفیدبک رایج در وابستگی به مواد

اختلال لوب فرونتال با شماری از نقایص شناختی در توجه، حافظه کاری، برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی، حل مسئله، تداوم پاسخ، اختلال رفتاری و اختلال در حافظه مرتبط شده است. همه این کارکردها را می‌توان به‌عنوان عملکردهای درگیر در یک سیستم اجرایی دانست، بااین‌وجود (مایرز،1988) اثرات بر حافظه ممکن است به دو دلیل رخ دهد، به خاطر اختلال در پردازش‌های توجه و حافظه کاری و به خاطر اینکه بدعملکردی لوب فرونتال، سازمان استراتژیک فرایندهای شناختی را مختل می‌کند.

بنابراین، یا اطلاعات در حافظه کدگذاری نمی‌شوند یا به‌صورت ضعیف رمزگردانی می‌شوند. انتظار می‌رود که اختلال در کارکرد لوب فرونتال بر آن دسته از تکالیف حافظه که تا حد زیادی متکی به این راهبردها هستند، تأثیر بگذارد.

بسیاری از مطالعات بررسی‌کننده حجم هیپوکامپ در PTSD آزمون‌های حافظه را شامل می‌شوند. نتایج مطالعات اولیه نشان می‌دهد که آسیب‌های هیپوکامپ منجر به نقص حافظه کلی می‌شود که تمامی جنبه‌های حافظه را شامل می‌شود.

شواهدی از کاهش حجم هیپوکامپ در PTSD نیز در مطالعاتی ازجمله (برم نر و همکاران، 1995)، به‌دست‌آمده است که کاهشی با معناداری اندک در حجم هیپوکامپ در جانبازان جنگ ویتنام در مقایسه با شرکت‌کنندگان سالم یافتند. در این مطالعه هیچ تفاوت معناداری در حجم هیپوکامپ چپ یافت نشد، هسته دم‌دار و یا کل لوب تمپورال یادآوری می‌کند که کاهش حجم درنتیجه آتروفی تعمیم‌یافته نمی‌باشد. این نتیجه تا حدی در مطالعه دوم برم نر و همکاران (1997) نیز تکرار شد؛ که کاهشی را در حجم هیپوکامپ چپ در گروهی از بزرگسالان دارای سابقه سوءاستفاده جنسی نشان داد. بااین‌حال در مطالعات استین و همکاران (2002) و اسشاف و همکاران (1997) این نتایج به دست نیامد.

اختلال استرس پس از سانحه در شکل مزمن آن با شماری از اختلالات عصبی شناختی شامل محرک‌های خنثی ازلحاظ هیجانی در ارتباط است. در مطالعه لاگارد و همکاران (2010)، عملکرد عصبی شناختی در 21 نفر از افراد مواجه شده با تروما و مبتلا به PTSD حاد و 16 فرد بدون ابتلا و نیز 17 نفر از افرادی که هرگز با تروما مواجه نشده بودند ارزیابی شد.

شماری از نقایص در حوزه‌ی شناختی حافظه، منابع توجه در سطح بالا، کارکردهای اجرایی و حافظه کاری تنها در گروه مبتلایان به PTSD حاد و نه در میان سایر گروه‌ها یافت شدند. یافته‌هایی که اشاره به‌احتمال آشفتگی در سیستم پیشانی-گیجگاهی در افراد مبتلا به PTSD حاد دارند، به‌ویژه به مدیریت بالینی اولیه این اختلال مربوط می‌شوند.

مطالعه جانسن و همکاران (2008) بر تغییرات یادگیری و حافظه کلامی در پناهندگان مبتلا به PTSD متمرکز است و اینکه آیا این تغییرات در ارتباط با توجه، اکتساب، ذخیره‌سازی و یا بازسازی هستند. بیست و یک پناهنده مواجه شده با جنگ و خشونت سیاسی مبتلا به PTSD با 21 نفر در گروه کنترل مقایسه شدند. هیچ تفاوتی در فراخنای توجه یافت نشد، اما آزمون حافظه کلامی، یادگیری کارآمد کمتر را در گروه PTSD نشان داد. تفاوت‌های گروه را می‌توان با کمک بهره‌وری یادگیری توضیح داد. هیچ تفاوتی در حافظه بازشناسی دیده نشد. این نتایج نشان می‌دهند که تغییرات حافظه در PTSD با اکتساب و رمز‌گردانی با بهره‌وری کمتر مواد حافظه دیده می‌شود و نه اختلال در فراخنای توجه و یا اختلال در بازیابی اطلاعات. کنترل علائم خاصی از PTSD و واکنش‌های افسردگی نشان داد که خرده مقیاس‌های نفوذی و واکنش‌های افسردگی مهم‌ترین علائم در فهم تغییرات حافظه در PTSD هستند.

. Schweizer

. Golier

.Moores

.Shin

.Lanius

.Osuch

.Mayes

.Stein

. Schuff

. LaGarde